
دکتر صمیم ارزانی
جهان امروز شاهد افول آرام نظم تکقطبی به رهبری آمریکاست. نشانههای این تحول را میتوان در ناتوانی واشنگتن در مدیریت بحرانهای جهانی مشاهده کرد: شکست نظامی در افغانستان و عراق پس از دو دهه و ناتوانی در مهار صعود اقتصادی چین یا مهار دیپلماسی روسیه . همزمان، قدرتهای نوظهوری مانند چین، هند و روسیه با پیشی گرفتن در عرصههای اقتصادی و فناوری، نظم چندبلوکی جدیدی را شکل میدهند که در آن «هیچ کشوری قدرت هژمونیک مطلق نخواهد بود» . در این میان، کشورهایی مانند اندونزی و سنگاپور با اتخاذ استراتژیهای هوشمندانه بیطرفی، الگوی جدیدی از روابط بینالملل را به نمایش گذاشتهاند: «دشمن شما دشمن من نیست» . این تحولات نه تنها جغرافیای سیاسی جهان را دگرگون میکند، بلکه فرصتهای استثنایی برای کشوری مانند ایران ایجاد مینماید تا با بهرهگیری از دیپلماسی فعال اقتصادی، جایگاه خود را در نظم نوین تثبیت کند.
آسیا: موتور محرک اقتصاد جهانی و گلوگاه همکاریهای راهبردی
قاره آسیا با سهم ۶۰٪ از جمعیت جهان و تولید ناخالص داخلی ۶۵ تریلیون دلاری (بر اساس برابری قدرت خرید)، اکنون پیشران بیبدیل اقتصاد جهانی است . رشد اقتصادی کشورهایی مانند چین و هند نه تنها موازنه قدرت را تغییر داده، بلکه شبکههای تجاری جدیدی ایجاد کرده که ایران میتواند با بهرهگیری از مزیتهای جغرافیایی، در آنها نفوذ کند. در این میان، ایران با رشد اقتصادی ۳.۷٪ در سال ۱۴۰۳، عملکردی بهتر از میانگین منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی (۲.۴٪) و کشورهایی مانند ترکیه (۲.۸٪) و عربستان (۱.۴٪) داشته است . این دستاوردها در کنار رشد ۱۸.۸٪ صادرات غیرنفتی، پایههای محکمی برای گسترش همکاریهای منطقهای فراهم میکند.
راهبردهای کلان ایران در نظم نوین جهانی
همکاری با آسیای مرکزی: کشاورزی برونسرزمینی و صادرات خدمات مهندسی
کشورهای آسیای مرکزی مانند قزاقستان و ازبکستان، با دارا بودن زمینهای حاصلخیز و نیاز مبرم به توسعه زیرساختها، بازار ایدهآلی برای صادرات خدمات مهندسی ایرانی و اجرای پروژههای کشاورزی برونسرزمینی هستند. ایران میتواند با بهرهگیری از فناوریهای نوین آبیاری و دانش مهندسی خود، همکاریهای سودمندی در این عرصه ایجاد کند. همچنین، کیفیت مطلوب کالاهای صنعتی ایرانی میتواند نیازهای روزافزون این منطقه را تأمین نماید.
همگرایی با کشورهای خلیج فارس: سرمایه ۲.۵ تریلیون دلاری و فناوریهای آیندهساز
کشورهای حاشیه خلیج فارس با داراییهای عظیم حاصل از فروش نفت و برنامههای بلندپروازانه فرصت بینظیری برای جذب سرمایه و انتقال فناوری ارائه میدهند . ایران میتواند با ایجاد کریدورهای مشترک سرمایهگذاری در حوزههای هوش مصنوعی، انرژیهای پاک و دیجیتال، این منابع را به سمت پروژههای داخلی و مشترک منطقهای هدایت کند. همافزایی ظرفیتهای علمی ایران و سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس میتواند جهش فناورانه منطقه را تسریع کند.
فتح بازار بکر آفریقا: رقابت جهانی بر سر قاره طلایی
آفریقا با رشد جمعیت انفجاری و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی فزاینده، به «میدان رقابت قدرتهای جهانی» تبدیل شده است. بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، اخیراً تأکید کرده که این قاره «فرصتی تاریخی برای پیشتازی در هوش مصنوعی جهانی» دارد و میتواند از این فناوری برای حل چالشهای بهداشتی، آموزشی و کشاورزی استفاده کند . ایران میتواند با ایجاد «مراکز داده یکپارچه برای تحلیل نیازهای بازار آفریقا» و توسعه زیرساختهای فروش مستقیم، سهم خود را از این بازار ۱.۳ میلیارد نفری تصاحب کند . تمرکز بر صادرات کالاهای باکیفیت متناسب با فرهنگ محلی—از ماشینآلات کشاورزی تا محصولات فرهنگی—کلید نفوذ پایدار در این قاره خواهد بود.
افق آینده: اقتصاد چندقطبی، فرصتهای چندجانبه
جهش به سمت جهان چندبلوکی، اگرچه با چالشهایی مانند تنشهای ژئوپلیتیک و رقابتهای فناورانه همراه است، ولی برای ایران فرصتی تاریخی محسوب میشود.
کلید موفقیت در این عصر جدید، «اجتناب از وابستگی به بلوکهای متخاصم» و توسعه مشارکتهای منطقهای هوشمندانه بر پایه منافع مشترک اقتصادی است . ایران با بهرهگیری از مزیتهای خود—از جمله موقعیت ترانزیتی، نیروی انسانی تحصیلکرده، و توانمندیهای فنی—میتواند به «شرکای اقتصادی» جدیدی دست یابد که در آن، همکاری با آسیای مرکزی، خلیج فارس و آفریقا نه تنها رشد اقتصادی را شتاب میبخشد، بلکه امنیت ملی را در نظم نوین جهانی تضمین میکند. آینده از آن کشورهایی است که زنجیرههای ارزش منطقهای را پیش از تثبیت نهایی قطبهای قدرت، طراحی کنند.
