
اختصاصی – ندای هرمزگان- دکتر صمیم ارزانی
صید ترال یا همان کشیدن تورهای عظیم در کف دریا، سالهاست که به عنوان یکی از ویرانگرترین روشهای صیادی شناخته میشود. این شیوه نه تنها حجم عظیمی از ماهیان ریز و درشت را نابود میکند، بلکه صدمات جبرانناپذیری به بستر دریا، مرجانها و زیستگاههای طبیعی وارد میآورد. در خلیج فارس، که به دلیل تنوع گونهای و اهمیت اقتصادی و زیستمحیطی جایگاهی بیبدیل دارد، ادامه چنین صیدهایی میتواند آینده حیات دریایی و معاش هزاران خانواده ساحلنشین را به خطر اندازد. از همین رو، مقابله با صید ترال به ضرورتی فوری بدل شده است.
یکی از نخستین ابزارهای مؤثر در برخورد با صید شب چراغ، گزارشهای مردمی و مشارکت مستقیم ماهیگیران محلی است. کسانی که زندگیشان به دریا گره خورده، بهتر از هر کس دیگری حضور کشتیهای ترال را احساس میکنند. تجربه نشان داده که ایجاد خطوط ارتباطی سریع و امن برای دریافت گزارشها، نقش چشمگیری در کاهش فعالیت این کشتیها دارد. در برخی کشورها مانند اندونزی، حتی سامانههای پیامکی و اپلیکیشنهای موبایلی طراحی شده تا ماهیگیران بتوانند به محض مشاهده تورهای ترال، مکان و زمان را ثبت و به مراکز نظارتی ارسال کنند. این الگو میتواند در خلیج فارس نیز پیاده شود و با اتکا به اعتماد متقابل بین جامعه محلی و دولت، سطح نظارت را چند برابر کند.
در کنار توان محلی، بهرهگیری از فناوریهای نوین نیز اهمیت فراوان دارد. استفاده از پهپادها برای پایش گسترده مناطق حساس، امروز در بسیاری از کشورها به روشی کارآمد بدل شده است. برای نمونه، در فیلیپین پهپادها علاوه بر شناسایی کشتیهای متخلف، تصاویر ویدئویی را به صورت زنده برای نیروهای دریابانی ارسال میکنند تا امکان برخورد سریعتر فراهم شود. ترکیب این فناوری با دادههای ماهوارهای و ردیابی سیستمهای موقعیتیاب کشتیها، به ویژه آنهایی که عمداً فرستندههای خود را خاموش میکنند، تصویر دقیقتری از تحرکات ترال در اختیار نهادهای مسئول
میگذارد.
اما هیچ سیستم نظارتی بدون ابزارهای بازدارنده به نتیجه نمیرسد. تجربه جهانی نشان داده که جریمههای سبک در برابر سود کلان صید ترال کارآمد نیست. کشورهایی مانند استرالیا و نیوزیلند با مصادره کامل کشتیهای متخلف و تحمیل جریمههای چند صد هزار دلاری توانستهاند میزان تخلف را به شدت کاهش دهند. در سنگاپور و مالزی نیز توقیف تجهیزات و محرومیت چند ساله از دریافت مجوز صیادی بخشی از مجازاتهای سنگینی است که انگیزه تکرار تخلف را از میان میبرد. در ایران نیز میتوان با اعمال جریمههای جدی، توقیف شناورها ، هزینه این نوع صید را به شدت افزایش
داد.
یکی از مؤثرترین راهکارهای مکمل، قطع سهمیه سوخت کشتیهای مظنون یا متخلف است. در بسیاری از کشورها، سهمیه سوخت به عنوان یک اهرم کنترلی قدرتمند عمل میکند، زیرا بدون دسترسی به سوخت یارانهای، هزینههای صید غیرقانونی چند برابر میشود و فعالیت اقتصادی آن عملاً از توجیه میافتد. در خلیج فارس نیز میتوان با اتصال سامانههای سوخترسانی به پایگاههای اطلاعاتی تخلفات دریایی، مانع از تأمین سوخت برای متخلفان شد و آنها را به سرعت از چرخه صید خارج کرد.
مجموعه این اقدامات در صورتی به نتیجه خواهد رسید که هماهنگی میان نهادهای مسئول، جامعه محلی و ابزارهای فناورانه برقرار شود. کشورهای موفق در این زمینه همواره بر سه اصل تکیه کردهاند: مشارکت واقعی مردم، استفاده هوشمندانه از فناوری و اجرای قاطع و بدون تبعیض قانون. امروز خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری نیازمند چنین رویکردی است. اگر صید ترال به موقع مهار نشود، نه تنها زیستبوم دریایی از بین خواهد رفت بلکه معیشت نسلهای آینده نیز نابود میشود.
بنابراین، اکنون زمان آن است که با بهرهگیری از تجربه جهانی و ظرفیتهای داخلی، مسیر صید پایدار و حفاظت از این سرمایه بیهمتا هموار شود.
