
دکتر صمیم ارزانی
در میانهی هیاهوی رسانهها و نقدهای سیاسی، گاه فراموش میکنیم که در قلب هر خبر و هر حادثه، «ارزشی انسانی» قرار دارد؛ انسانی که رفت و دلی را مکدر، خانهای را ساکن و آیندهای را ناتمام گذاشت.
فرهنگ غنی ما، از دیرباز بر پایهی احترام به «عزا» و همراهی با «داغدار» استوار بوده است. این احترام، فراتر از هر باور و دیدگاه، حرمت رنجی انسانی است که قابل سنجش با هیچ سوداگری رسانهای نیست. هر فقدان، جهانی است که از حرکت ایستاده.
رسانه، به ویژه رسانهای که مخاطبش یک ملت است، نه فقط ناظر که امین این دردهاست. مسئولیتی سنگینتر از اطلاعرسانی محض؛ مسئولیت «همدردی»، «احیای حرمت» و «پاسداری از حریم اندوهبار بر دوش دارد. وقتی از استانداردهای حرفهای سخن میگوییم، والاترین استاندارد، انسانی زیستن و انسانی اندیشیدن است. کوچکترین بیاحتیاطی در این عرصه، چون تیغی است که بر زخمی کهن میخراشد.
این اتفاق، هرچند تلخ، فرصتی است برای تأمل دوباره بر این پرسش اساسی: ما به عنوان یک جامعه، چگونه میخواهیم با یاد رفتگان و احوال بازماندگان روبرو شویم؟
پاسخ در گروِ انتخاب احترام بر تمسخر، همراهی بر تحریک و همدلی بر بیاعتنایی است.
بیاییم این حرمت را، که میراث نیاکان مهربان مان است، پاس بداریم و بدانیم که بزرگمنشی یک فرهنگ، در روزهای سخت و در مواجهه با رنج همگانی آشکار میشود.