
دکتر صمیم ارزانی
در کرانههای گرم خلیج فارس و مناطق جنوبی ایران، آیینی مرموز و کهن به نام «زار» هنوز در برخی جوامع محلی اجرا میشود. این مراسم، برای درمان انجام میگیرد. بیماران (اغلب زنان) که نشانههایی چون افسردگی شدید، اضطراب، بیقراری یا دردهای مرموز دارند، تحت این آیین قرار میگیرند تا ارواح ناسازگار یا «بادهای زار» از تنشان خارج شود. اما آنچه این مراسم را شگفتانگیز میکند، پدیدههای غیرعادی است که در حین آن رخ میدهد.
صحبت به زبانهای ناشناخته
یکی از عجیبترین موارد گزارش شده در مراسم زار،»گلوسولالیا» (Glossolalia) یا سخن گفتن به زبانهایی است که بیمار به ظاهر هرگز نیاموخته است. در حالت خلسه عمیق ناشی از موسیقی و ریتمهای تکراری طبل، برخی بیماران به زبانی گویش میکنند که پیروان مراسم، آن را زبان «حبشی»، «سواحیلی» یا حتی زبانی مرموز از سرزمینهای دور میدانند. این زبانها ترکیبی از کلمات ناشناخته، اصوات و گاهی جملهبندیهایی است که برای حاضران معنادار به نظر میرسد. رهبر مراسم (معمولاً «بابازار» یا «ماما زار») این سخنان را تفسیر میکند و با روح درون بدن بیمار وارد مذاکره میشود.
دانش فراطبیعی درباره اشیا و مکانهای غایب
گزارشهایی نیز وجود دارد که بیمار در حالت خلسه،اطلاعاتی دقیق درباره مکانها، اشیا یا رویدادهایی ارائه میدهد که به طور عادی نمیتواند بداند. مثلاً ممکن است محل گمشدهای را توصیف کند، از جزئیات خانهای در شهری دور سخن بگوید، یا تاریخچه شیئی قدیمی را بازگو کند. این اطلاعات گاهی پس از بررسی درست از آب درمیآیند و به عنوان نشانهای از «آگاهی روح» تلقی میشوند.
اعتقاد بر این است که آیین زارریشهای آفریقایی دارد و احتمالاً از طریق تجارت در قرنهای ۱۸ و ۱۹ میلادی، از شرق آفریقا (حوالی اتیوپی، سودان و تانزانیا) به سواحل ایران آورده شده است. ارواح «زار» با عناصر دریایی مرتبط دانسته میشوند،آنها «بادهای دریایی» یا موجوداتی هستند که از دل اقیانوس آمدهاند. این پیوند با دریا در ابزار موسیقی (طبلهای شبیه به سازهای آفریقایی)، حرکات موزون موجوار و حتی ادویههای مورد استفاده در مراسم مشهود است. در حقیقت، زار آیینی است که خاطره جمعی یک سفر اجباری عبور کرده از دریا را در خود حفظ کرده است.
توضیحات علمی و انسانشناختی، حالتهای تغییر یافته هوشیاری روانشناسان، حالت خلسه در زار را شکلی از «تجربه خلسهای آیینی» میدانند که در آن، تحت تأثیر موسیقی یکنواخت، ضربان طبل، رایحهها و انتظارات جمعی، مغز در وضعیتی ویژه قرار میگیرد. در این حالت، مکانیزمهای خودکنترلی ضعیف شده و محتویات ناخودآگاه (خاطرات پنهان، کلمات شنیدهشده در گذشته، تخیلات) میتوانند به صورت گفتار یا رفتار بروز کنند.
گلوسولالیا: صحبت به «زبانهای ناشناخته» در بسیاری از فرهنگهای آیینی جهان دیده میشود. عصبشناسان آن را فعالیت خودبهخود نواحی زبانی مغز در حالت خلسه میدانند که تولید آواهای معنادار اما غیرقابل فهم میکند. با این حال، مورد زار پیچیدهتر است، زیرا گاه واژههای واقعی از زبانهای آفریقایی در آن شناسایی شده است که میتواند نشاندهنده حافظه نسلهای گذشته یا یادگیری ناخودآگاه باشد.
روانتنی و درمان جمعی انسانشناسان زار را یک «سیستم درمانی فرهنگبنیان» میدانند که درد روانی را به داستانی نمادین تبدیل کرده و در یک چارچوب جمعی قابل درمان میسازد. به رسمیت شناخته شدن رنج بیمار توسط جامعه، خود نقش درمانگر بزرگی دارد.
آیین زار، پدیدهای است که در مرز بین واقعیت تاریخی، روانشناسی جمعی و باورهای فراطبیعی ایستاده است. این مراسم، سفر نیاکان از دریا و ادغام آنها در فرهنگی جدید را روایت میکند. پدیدههایی چون سخن گفتن به زبانهای دیگر یا افشای اسرار پنهان، اگرچه در علم توضیحهایی احتمالی دارند، اما هنوز هالهای از رمز و راز را حفظ کردهاند. زار به ما یادآوری میکند که گاهی درمان، نه در انکار اسطوره، بلکه در درک نمادین آن و در آغوش گرفتن خرد جمعی یک جامعه نهفته است.