محمد الامین الکرخی
آستین بالا بزن، ای تیغِ شورانگیز ما
آتشی بر پا کن از آشوبِ رستاخیز ما
ای نهنگِ شعلهور از نیسواران رُخ متاب
شهسوارِ تندخویِ از شرفْ لبریز ما
یکبهیک در آذر افکن چوبهای خشک را
مرهمی از نو بِنه، بر زخمِ حاصلخیز ما
با هوایِ دوستی در قبضه داری نُور و نار
دستِ تابستانیات در پنجهی پاییز ما
تازه میدارد از احوالاتِ نیشابوریان
زخمهایِ تازهای در جبههی تبریز ما
سرْ فراز آوَر پس از توفان، به طاقِ آسمان
سر فرود آور به پیشِ چشمِ بارانریز ما
لافَتی اِلّا عَلی لا سَیفَ اِلّا ذُوالفَقار
آبرویِ نیکنامان «ماهِ» مهرآمیز ما
راست ناید رکعتی در عاشقی، اِلّا به خون
آستین بالا بزن، ای تیغ شورانگیز ما
*
محمد الأمین الکرخی: این شعر از صادق رحمانی، یک شعر حماسی-شیعی است که با زبانی تصویری و استعاری نوشته شده.
مفهوم کلی:
شاعر، «تیغ» را بهعنوان یک نماد برگزیده تا برانگیختگی، خشم مقدس، و حرکت اصلاحگرانه یا انقلابی را نشان دهد. تیغ، در اینجا، نمادی است از ارادهای آتشین که هم ویرانگر است و هم التیامبخش. مخاطب شعر، موجودی فراتر از انسان معمولی است؛ یک نیروی اسطورهای یا قهرمان آرمانی که در عین خشونت، نوعی تقدس و وظیفهی اخلاقی هم دارد.
نمادها و تصاویر:
تیغ شورانگیز: استعاره از قاطعیت و ارادهی خالص، که هم تخریب میکند و هم پاکسازی.
آتش و شعله: نماد روشنگری، سوزاندن کهنهها و ایجاد فرصت برای رشد تازه.
چوبهای خشک و آذر: اشاره به آمادهسازی زمین برای زایش دوباره، یا سوزاندن ناخالصیها.
مرهم و زخم: در کنار تخریب، وجه ترمیم و درمان نیز دیده میشود.
نیسواران، شهسوار، نهنگ شعلهور: تصاویری حماسی، یادآور اساطیر و حماسههای ایرانی و اسلامی.
نیشابور، تبریز: ارجاع به شهرهای تاریخی، اشاره به حافظه جمعی و هویت ایرانی-شیعی.
لا فتی الا علی…: مصرع معروف منسوب به پیامبر اسلام درباره امام علی، تاکید بر شجاعت و بیهمتایی.
زبان و لحن:
زبان شعر، فشرده، آهنگین و تصویری است. شاعر از وزن موزون، قافیههای هماهنگ، و ترکیبهای نو بهره برده تا شور حماسی را القا کند. انتخاب افعال (مثل «افکن»، «بنه»، «آوَر») دستوری خطابی و دعوتگرانه دارد و حس حرکت و کنش ایجاد میکند.
ساختار معنایی:
ابتدا دعوت به حرکت و کنش (آستین بالا زدن، افکندن در آذر)
سپس اشاره به درمان (مرهمگذاری)
در ادامه، تاکید بر دوگانگی نور و نار (دوستی و خشونت)
نهایتاً تاکید بر ایستادگی و فروتنی در برابر خداوند یا طبیعت (سر فراز آوردن و سر فرود آوردن)
اختتامیه: تاکید بر خون و ایثار برای رسیدن به عشق حقیقی
جنبههای عرفانی:
شاعر، کنش عاشقانه را به خون و ایثار پیوند میدهد. این نگاه از عرفان اسلامی و حماسه علوی الهام گرفته. حضور عبارت «لافتی الا علی…» نشاندهنده پیوند مستقیم با فرهنگ شیعی و تاکید بر عدالت و شجاعت.
این شعر، همزمان یک سرود حماسی و یک فراخوان آیینی است. شاعر با استفاده از زبان تصویری و آمیختن عناصر مذهبی و ملی، مخاطب را به قیام درونی (خودسازی) و بیرونی (حرکت جمعی) فرامیخواند. در عین حال، هیچگاه از حس انساندوستی و ترمیم فاصله نمیگیرد.
