
دکتر صمیم ارزانی
در تاریخ مدیریت، مفهوم «استعفا» همزاد شکلگیری «پاسخگویی» است. فرهنگهای متمدن، پاسخگویی را تا حد نشانهای از شرافت و مسئولیتپذیری پیش بردهاند. استعفا، زمانی که در چارچوب پاسخگویی معنا میشود، نه یک شکست، بلکه ابزاری برای حفظ اعتبار سازمان و مسئول است.
امروز اما گاه شاهدیم که مسئولیتپذیری جای خود را به پنهانکاری و عدم شفافیت میدهد. مثالی بارز، بحثهای پیرامون نرخ ارز و خطقرمزهای بانک مرکزی است. پرسش اساسی اینجاست: آیا بانک مرکزی برای حفظ اعتبار نظام اقتصادی، خط قرمز شفافی برای نرخ دلار تعیین کرده و حاضر است در قبال آن پاسخگو باشد؟ یا اینکه تغییر پی در پی چارچوبها و تعاریف، اعتماد عمومی را مخدوش میسازد؟
پاسخگویی، سنگ بنای اعتماد است
هنگامی که یک سازمان یا نهاد – چه اقتصادی و چه سیاسی – خطقرمزهای خود را آشکارا اعلام کند و در صورت نقض آنها، مسئولیت را بپذیرد، در حقیقت سرمایهای به نام «اعتماد» ایجاد میکند. این اعتماد، مهمترین پشتوانه برای عبور از بحرانهاست.
استعفای مسئولانه، زمانی رخ میدهد که فرد یا نهاد به جای توسل به توجیهات بیپایان، اشتباه را بپذیرد و گام به پایانی شرافتمندانه بگذارد تا سازمان بتواند با نیرویی تازه به مسیر خود ادامه دهد. این اقدام، نه ضعف، بلکه نشانه بلوغ مدیریتی و احترام به مردم است.
در شرایط کنونی که اقتصاد در گرداب نوسانات ارزی قرار دارد، انتظار ملت از بانک مرکزی و دیگر نهادهای مسئول، تنها تعیین عددی خاص به عنوان «نرخ دلار» نیست، بلکه شفافیت، صداقت و پاسخگویی در قبال هر نرخی است که اعلام یا اجرا میشود. اگر خط قرمزی وجود دارد، باید شفاف باشد و اگر شکسته شد، مکانیسم روشنی برای توضیح و پاسخگویی وجود داشته باشد.
سازمانها و دولتها با پذیرش مسئولیت و پاسخگویی، اعتبار خود را نجات میدهند و مسیر را برای خروج از بحرانها هموار میکنند. بیایید فرهنگ «پاسخگویی» را نه یک تهدید، که فرصتی برای افزایش اعتماد و تحکیم پایههای مدیریت بدانیم.