
ندای هرمزگان – مهدی میرآبی
مرگ احمد بالدی، جوان ۲۱ ساله اهوازی که پس از درگیری با مأموران شهرداری بر سر تخلیه مغازه اقدام به خودسوزی کرد بسیار جانکاه بود.
پدر احمد بیش از دو دهه آن جا را کرایه و فرزندانش را با درآمد ناچیز همین دکه سروسامان داده و روانه دانشگاه کرده بود.
بدیهی است که عدم تمدید قرارداد برای شان سخت و ناراحت کننده است. در چنین شرایطی بهتر نبود با خودِ وی که به قول معروف و بنا به عرف معمول در بازار، حق آبگل آنجا را داشت با شرایط جدید توافق می شد؟!
پاسخ به این پرسش ضروری است که چرا ماموران شهرداری با وجود دستور قضایی برای تخلیه قانونی و بدون تنش!، خودسرانه عمل کرده و چنین حادثه شومی را رقم زدند؟!
همه چیز این مردم زیر تیغِ بُرنده و توقفناپذیر تورم گرفته شده و چنین برخوردهایی دقیقاً مصداق ریختن بنزین بر روی آتش است.
چرا این دور باطل و تکرار رفتارهایی از این دست که منجر به حادثه دلخراش میشود متوقف نمیشود؟!
در این کشور، حوادثی از این دست کم رخ نداده اما گویا بعضی مأمورین شهرداری کم ترین قرابتی با عطوفت و مهربانی نداشته و محل خدمت خود را با پادگان و وظیفه خود را با میرغضب اشتباه گرفته و کاسب یک لا قبا را خلاف کاری کهنه کار فرض کردهاند!
استغفار کنید. شاید مورد عفو و بخشش خداوند قرار بگیرید.
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا