
ندای هرمزگان-دکتر صمیم ارزانی
کنکور در ایران سالهاست که به نقطه عطفی در زندگی جوانان و خانوادههایشان بدل شده و آینده تحصیلی و حتی شغلی بسیاری از افراد را رقم میزند. همین اهمیت فوقالعاده باعث شده است که هرگونه تغییر یا تصمیم در سازوکار آن، بازتاب گستردهای در افکار عمومی داشته باشد. یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در این میان، سهمیههای گوناگونی است که در فرآیند پذیرش اعمال میشود. در ابتدا این سهمیهها با نیت رفع تبعیض، حمایت از مناطق محروم یا گروههای خاص و ایجاد فرصتهای برابر طراحی شدند، اما در عمل، آنچه امروز شاهد آن هستیم بیش از آنکه عدالت آموزشی را تقویت کند، به عامل ایجاد شکاف و نابرابری در رقابت سالم بدل شده است.
وقتی داوطلبی که سالها شبانهروز تلاش کرده و تمام امید خود را بر شایستگی علمیاش بنا نهاده است، شاهد میشود که فردی دیگر با تکیه بر سهمیه و با تلاشی به مراتب کمتر جایگاهی بهتر را کسب میکند، طبیعی است که احساس بیعدالتی و سرخوردگی در او شکل بگیرد. این احساس تنها محدود به افراد بازمانده از قبولی نیست، بلکه در سطح کلان، باور عمومی نسبت به ارزش و اعتبار موفقیتهای آموزشی را تضعیف میکند. به عبارت دیگر، سهمیههای گسترده و پراکنده به جای آنکه نقش یاریگر ایفا کنند، خود به مانعی در برابر اصل شایستهسالاری تبدیل شدهاند و حتی اعتماد عمومی به نظام آموزشی را خدشهدار کردهاند.
جامعهای که استعدادهای واقعی جوانانش در سایه امتیازات غیرمنصفانه نادیده گرفته شود، به تدریج از ظرفیتهای انسانی خود محروم خواهد شد. سرمایه اصلی هر کشور، جوانان پرتلاش و خلاق آن هستند؛ جوانانی که باید میدان رقابتی برابر برای شکوفایی تواناییهایشان داشته باشند. اما وقتی معیار اصلی سنجش، یعنی تلاش و استعداد علمی، به حاشیه رانده میشود، نه تنها انگیزه و امید آنان کمرنگ میگردد بلکه چرخه پیشرفت علمی و اجتماعی نیز آسیب میبیند.
اگر واقعاً هدف از وجود سهمیهها، رفع کمبودها و کمک به افرادی است که امکانات آموزشی و شرایط برابر در اختیار ندارند، بهترین راهکار نه اعطای امتیاز آسانسوری در زمان انتخاب رشته بلکه فراهم کردن زمینههای واقعی رشد است. به جای کاهش بار علمی و سادهتر کردن مسیر، میتوان با تخصیص بودجه به کمکهزینه برای کلاسهای تقویتی، دسترسی آسان به منابع آموزشی بهروز و فراهم کردن مشاورههای تحصیلی مناسب، شرایطی ایجاد کرد که این گروهها از ابتدا فرصت برابر برای تلاش داشته باشند. در این صورت هر کس بر اساس توان علمی و پشتکار خود به نتیجه میرسد و حس عدالت و برابری نیز در جامعه حفظ میشود.
کنکور باید عرصهای باشد که در آن استعداد، سختکوشی و شایستگی حرف اول را بزند، نه امتیازات غیرعلمی. تنها در چنین صورتی است که اعتماد عمومی به سلامت فرآیند پذیرش بازخواهد گشت و آینده کشور بر پایه تواناییهای واقعی نسل جوان ساخته خواهد شد. سهمیههای کنونی اگرچه در ظاهر رنگ و بوی حمایت دارند، اما در عمل با ایجاد فاصله و تبعیض، دستاوردی جز دلسردی و تضعیف عدالت آموزشی به همراه نمیآورند. آیندهای روشن زمانی تحقق مییابد که به جای راههای میانبر، زمینههای واقعی رشد و رقابت منصفانه برای همه فراهم شود؛ آیندهای که در آن هیچ تلاشی نادیده گرفته نمیشود و هیچ استعدادی زیر سایه امتیازات ویژه خاموش نمیماند.

