
ندای هرمزگان – مهدی میرآبی
در سال ۱۳۸۵ پس از ریاست محمدرضا داورزنی بر فدراسیون والیبال، دورهی مدیری فنی و کارآمد بر فدراسیونهایی که (اغلب سیاسی و جناحی اداره میشدند) حاکم شد. ثمرهی آن انتخاب شایسته طولی نکشید که به بار نشست و از ابتدای تدوین برنامه درازمدت داورزنی، رتبهها و مقامها یکی پس از دیگری عاید ایران گشت.
المپیکی شدن ایران پس از ۵۲ سال
حضور در لیگ ملتها، لیگ جهانی
قهرمانی بانوان
قهرمانی جوانان
قرار گرفتن تیم بزرگسالان بین ۱۰ تیم برتر جهان و…
اینها فقط نمونههایی از مقامهای مهم در دوره ریاست ایشان بود. داورزنی پس از اینکه مقامی شایسته در فدراسیون جهانی نصیبش شد. (نایب رئیس فدراسیون جهانی والیبال) از کسوت ریاست بر فدراسیون کنار رفت اما چون یک ساختار معیوب را سروسامان داده بود مسیرش همراه با همان ایده و تفکراتی که داشت بیشوکم ادامه یافت. (این را هم در پرانتز عرض کنم که پس از وی، مدیریت فدراسیون با دخالتها و چالشهایی همراه بود اما نه به اندازهای که ضربهای مهلک به بدنه و ساختار والیبال کشور وارد سازد.)
چند روز پیش که تیم جوانان قهرمان جهان شد به یاد ۱۹ سال پیش افتادم که داورزنی بذر آن را کاشت. این جوانان آن زمان به دنیا نیامده بودند اما داور زنی آیندهی آنها را ساخت.
زیباتر اینکه با دستان یک مربی جوان ایرانی پدید آمد. باز زیباتر اینکه تکرار قهرمانی بود و بدون باخت این مهم رقم خورد.
غلامرضا مومنیمقدم، آن زمان همسنوسال شاگردان این زمانش بود. مربی بیادعایی که در گفتوگویش اذعان داشت: «خود قهرمانی به اندازه کافی تیم ما را در کانون توجه قرار میدهد، دیگر نیازی نیست خودمان جار بزنیم یا به دنبال مصاحبه باشیم…» تیم او در ۱۱۰۶ روز هرگز باخت نیاورده. با دو قهرمانی جهانی و دو قهرمانی آسیایی. گفته بود. «چون تجربه باخت نداریم نمیدانیم پس از اولین باخت چطور با آن رفتار کنیم!»
این پرش بلندِ بلند قامتان بر بام دنیا را مقایسه کنید با سقوط آزاد در درهای به عمق نیم قرن که تیم ملی فوتبال امید در کسب صرفاً مجوز (نه قهرمانی) به المپیک ناتوان گشته است.
کاش همه فدراسیونهای کشور بدون دخالت امنیتیها، بازنشستگان نظامی و سیاسیون جناحی اداره میشدند. الحقوالنصاف که همچون والیبال در سطح جهان میدرخشیدند.

