
ندای هرمزگان- مهدی میرآبی
کار کردن برای باشگاه بزرگی نظیر رئال مادرید، کار هر مربیِ نامدار و بزرگی را سخت پیچیده میکند. به ویژه آنکه طرف مقابل شما، مدیر مادامالعمرِ کمطاقتی نظیر «فلورنتینو پرز» باشد. مدیری توانا، جاهطلب و زیادهخواه که به کم رضایت نمیدهد. در واقع همین توقع بالای وی و عدم صبوریاش در کسب نتیجه، نکته عطف و کلید موفقیتهای باشگاه در کسب جام به ویژه در رقابتهای بینالمللی شده
است.
رئال پس از طی نمودن دوره موفقیت طولانی با «زیدان» و «آنچلوتی» به ویژه در چمپیونزلیگ، سکان هدایت تیمش را به ژابی آلونسوی جوانی سپرده که انتظارات همین میزان موفقیت را طی سه چهار سال آینده از وی دارد. فارغ از اینکه تیم دستخوش نوسان، جابجایی و تغییر نسل شده است.
تصمیم پرز به هدایت رئال توسط ژابی بسیار سنجیده، فنی و حساب شده بود. ژابی از کشوری به باشگاه سابق خود باز میگشت که آنجا در آزمونی بسیار سخت، نمره قبولی گرفته بود. آمارها نشان میداد ژابی یک مربی ماهر و تاکتیک پذیر است. روحیه جنگندگی و تغییر نتیجه در دقایق پایانی را خوب بلد است. این نشان میدهد به خوبی فن پیادهسازی تاکتیک را به بازیکنانش دیکته میکند. اما همه اینها شرط لازم ولی کافی برای موفقیت در باشگاه رئال نیست. موفقیت در باشگاهی که هویت، ساختار و انتظاراتش با باشگاه آلمانی کاملاً مغایرت
دارد.
شانس بزرگ ژابی این بود که در ابتدای لیگ، میخ خود را محکم به زمین کوبید، تورنمنت جام باشگاههای جهان فرصت ایدهآلی برای وی بود تا بازیکنانش را به هماهنگی برساند.
آنها که پس از شش هفته با بهترین خط دفاع و دومین خط حمله لیگ در صدر جدول یکهتازی میکردند و برای رقبا خط و نشان میکشیدند.
در دربی واندا متروپولیتانو به صخره محکمی برخوردند و بدجوری زمین گیر شدند. آسیبپذیری آنها در ارسال از جناحین جدی و مشهود بود.
مدافعانی که در غیاب «رودیگر» و «آرنلد» تقریباً هیچکدام در کلاس جهانی ظاهر نشدند. اگر تحت هر شرایطی (تقویت فنی یا جایگزین) ژابی نتواند ضعف تیمش را در این ناحیه پوشش دهد، نه تنها در لالیگا بلکه در چمپیونزلیگ هم ناکام خواهد ماند. و بر خلاف دلبوسکه، زیزو و کارالتو سرانجامی بهتر از سولاری، مورینیو و لوپتگی پیدا نخواهد کرد.
