م.موسوي
يادداشت قبلي نداي هرمزگان با عنوان «آقاي استاندار وقت «پاکني» باغچههاست!»، به دليل طرح صريح معضلي که سالهاست بر سر منافع رسانهاي هرمزگان سايه افکنده است، با واکنشهاي هيجاني و اتهامي مواجه شد «پرده نشينان هميشه مدعي» تلاش کردند تا «مطالبه شفافيت» را به «خصومت شخصي» تقليل داده و هم چون گذشته، مانع رسيدن و «تابش نور» به تاريکخانه ها شوند!
بايد اذعان داشت و تاکيد کرد که هدف از نگارش يادداشت پيشين، نه ورود به منازعات کمعمق صنفي و يا خصومت با يک نشريه خاص، که انتقاد از يک روش غلط مديريتي استاني در سوگلي پروري رسانه اي بوده است که منجر به تعارض منافع و در نهايت، کاهش سرمايه اجتماعي دولت در استان ميشود.
توهين و تخريب؛ به منظور کتمان حقيقت
وقتي يک نقد مستند و منطقي، با ادبياتي سخيف و الصاق برچسبهايي چون «دشمني»، «تخريب» و … پاسخ داده ميشود، به خوبي گواهي ميدهد که انگشت اشاره منتقد، به سمت نقطه درست نشانه رفته و منافع سوگلي ها، مورد تهديد واقع شده و به قول معروف، «ضمير، مرجع خود را يافته است»!
رسانههايي که بر اساس شايستگي و رقابت سالم فعاليت ميکنند، نقد را فرصتي براي بهبود ميدانند؛ اما رسانهاي که بقا و سودآوري خود را در پيوند با قراردادهاي پشت پرده و توصيههاي خاص و رانت خوري ميبيند (همان سوگلي پروري)، به جاي شفافسازي، چارهاي جز فرافکني و حمله شخصي نمييابد.
جناب استاندار؛ اين نوع ادبيات تهاجمي، بيش از آن که به منتقد ضربه بزند، اعتبار دستگاه تحت مديريت شما را زير سؤال ميبرد.
اين واکنشها، مُهر تأييدي است بر وجود دو قطبي شدن مطبوعات که متأسفانه، به واسطه عملکرد مشاور رسانهاي و عدم توزيع عادلانه فرصتها، پديد آمده است.
مشاور رسانهاي؛ معيار شايستگي يا رانت؟
ترديدي نيست که نقش مشاور رسانهاي استانداري بايد تأمين منافع عمومي، ايجاد هماهنگي و توزيع عادلانه فرصتها باشد، اما در وضعيت کنوني، عملکرد وي به گونهاي است که متاسفانه شکاف بين مطبوعات را عميقتر کرده و در عين حال، شايعات مربوط به قراردادهاي غيرشفاف را تقويت کرده و موجب شده تا دستگاه اجرايي به جاي تمرکز بر امور توسعهاي، درگير حواشي رسانهاي شود.
انتصاب و حضور يک «مشاور رسانهاي» بايد متضمن ورود دانايي، و شايستگي به بدنه استانداري باشد، نه اين که ، روشهاي گذشته باز توليد شده و همانند گذشته، يک فرد و يا نشريه، با بهرهگيري از «رابطه»، «ضابطه» را به حاشيه رانده و از حيّز انتفاع ساقط نمايد وبا « خود محور پنداري»، امور را مصادره به مطلوب
کند.
از «پاکني» تا جلوگيري از «تعارض منافع»
همان طور که در يادداشت قبلي گفته شد، اکنون وقت «پاکني» است. اما اين پاکني، فراتر از تغيير يک شخص، نيازمند تغيير يک ساختار است.
از استاندار محترم انتظار ميرود براي جلوگيري از تکرار اين چرخه معيوب، دو اقدام قاطع و فوري صورت پذيرد:
اول، بازنگري فوري در انتصاب و عملکرد مشاور رسانهاي: اين فرد بايد ثابت کند که ميتواند «تنظيمات روز» را اجرا کرده و بساط «سوگلي پروري» را برچيند؛ در غير اين صورت، شايسته است که اين انتصاب، مورد بازنگري واقع شود.
دوم، شفافسازي قراردادها و امتيازات: استانداري بايد به صراحت، سازوکار واگذاري تبليغات و سهميهبندي امکانات به رسانهها را عمومي سازد تا مشخص شود که رانت و رابطه بر ضابطه حاکم است يا خير.
تنها با اين شفافيت است که ميتوان، اميدوار به افزايش سرمايه اجتماعي و نيز مقبوليت بيش از گذشته استاندار محترم بوده ودر عين حال، اعتماد اهالي محترم رسانه را جلب نمود.
بايد تصريح کرد که اين يک درخواست شخصي نيست، بلکه مطالبه اي عمومي و جدي براي سلامت اداري و رسانهاي استان است.
