
مهدی میرآبی
پیش و حتی پس از جنگ ۱۲ روزه، حوادثی نظیر انفجارهای خانگی که در رسانههای رسمی به علت نشت گاز اعلام و فیصله می یافت، باعث شده حس ناامنی در هر سطحی میان مردمِ عادی افزایش دهد؛ به ویژه آن که ندانیم در همسایگی ما چه اشخاصی زندگی میکنند! متأسفانه این حس به محل کار افراد هم کشیده شده است. این دست انفجارها چون مدام تکرار شده وپاسخ روشنی به علت آن داده نشده است، باور آن در نزد افکار عمومی «شبهه» ایجاد کرده است.
طبق همین سناریو، حادثهی دلخراش، تکاندهنده و دلهرهآورِ ساختمان هشت طبقهی خیابان معلم جان دو انسان بیگناه را گرفت: «آروشا اندیشگر»، دختر چهار ساله و بانوی پنجاه ساله ای که دختر عمه مادر کودک بود و زمان حادثه هر دودر واحد مسکونی حضور داشتند. پدر کودک نیز بانکدار بوده و در محل کاربه سر می برد و مادر خانواده نیز در آن لحظه، به دنبال دختر دیگرش به مدرسه رفته و وقتی برمیگردد با چنین صحنهای مرگباری روبرو میشود.
انفجار هرچه بوده ،شوربختانه جان باختن این دو را سبب شد که از بد حادثه در آشپزخانه واحد مسکونی حضور داشته وشدت انفجار،ابتدا منجر به زخمی شدنِ شدید و در نهایت مرگشان شد.
آقای اندیشگر که به همراه خانواده پیش از این در کیش سکونت داشته و تنها چند ماه از اقامتشان در این ساختمان می گذشت، با چنین حادثهای روبرو میشود. وی در این مدت کوتاه حتی فرصت آشنایی با همسایگان دیوار به دیوار خود را نیافته بود.
به گمان نویسنده، نشانههای خرابکاری از سوی نفوذیها در این حادثه را مسئولان مربوطه نباید در تحلیل های خود نادیده بگیرند وتنها به نشت گاز اکتفا نمایند.
امیدوارم ابعاد این قضیه برای افکارعمومی نیز بر ملا شود تا مانند انفجار اردیبهشت ماه اسکله به فراموشی سپرده نشود. مسلما اعلام علت حادثه به مردم بر افزایش احساس امنیت در جامعه خواهد افزود.