
دکتر صمیم ارزانی
چین در دهههای اخیر با رشد سریع اقتصادی و افزایش مصرف انرژی، امنیت انرژی را در مرکز سیاست راهبردی خود قرار داده است. بر اساس اسناد بالادستی حزب کمونیست و نوشتههای مطبوعات داخلی این کشور، انرژی تنها یک کالای اقتصادی نیست بلکه بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی چین به شمار میآید. وقفه در تأمین نفت میتواند مستقیماً روند توسعه اقتصادی و حتی ثبات سیاسی کشور را تهدید کند. از همین رو، امنیت انرژی در صدر اولویتهای سیاست خارجی پکن جای گرفته است.
مفهوم «امنیت ملی همهجانبه» که در سالهای اخیر توسط رهبران چین مطرح شده، انرژی را در کنار امنیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سایبری به عنوان ستونهای اصلی امنیت کشور معرفی میکند. در این میان، خاورمیانه جایگاهی ویژه دارد. بیش از نیمی از نفت وارداتی چین از این منطقه تأمین میشود و این وابستگی باعث شده است که پکن خاورمیانه را یک حوزه حیاتی برای استمرار رشد خود بداند. به همین دلیل، چین سیاستی چندلایه در قبال این منطقه دنبال میکند؛ از یکسو بر تأمین پایدار نفت تمرکز دارد و از سوی دیگر به دنبال گسترش همکاریهای تجاری، مالی و زیرساختی است.
چارچوبی که چین برای روابط خود با خاورمیانه ترسیم کرده، انرژی در جایگاه نخست قرار دارد، سپس تجارت، سرمایهگذاری و امور مالی در اولویت دوم، و در نهایت فناوریهای نو، انرژیهای تجدیدپذیر، فضا و همکاریهای هستهای در اولویت سوم جای میگیرند. ابتکار «کمربند و جاده» نیز مکمل این چارچوب است و به چین امکان میدهد مسیرهای متنوعی برای انتقال انرژی و کالا از منطقه ایجاد کند. تنوعبخشی در منابع و راههای دسترسی به انرژی از دیگر سیاستهای کلیدی پکن است. این کشور با توسعه خطوط لوله از روسیه و آسیای مرکزی، افزایش ذخایر استراتژیک و سرمایهگذاری در آفریقا و آمریکای لاتین، تلاش میکند آسیبپذیری خود را در برابر بحرانهای خاورمیانه کاهش دهد.
با این حال، نقش خاورمیانه همچنان بیبدیل است. آمارها نشان میدهد در سالهای اخیر بیش از ۵۰ درصد نفت وارداتی چین از این منطقه تأمین شده و حتی با وجود رشد انرژیهای نو و گسترش منابع دیگر، جایگزینی برای این سهم بزرگ در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. بحرانهایی همچون کاهش صادرات نفت ایران به چین در پی تنشهای منطقهای یا نگرانی از انسداد تنگه هرمز نشان میدهد که هرگونه بیثباتی در خاورمیانه میتواند مستقیم بر اقتصاد چین اثر بگذارد. به همین دلیل پکن سیاستی محتاطانه و غیرمداخلهگرایانه را در قبال درگیریهای منطقهای برگزیده است؛ سیاستی که بر دعوت به آرامش، میانجیگری محدود و اجتناب از حضور نظامی گسترده استوار است.
با جمعبندی میتوان گفت که خاورمیانه و نفت آن در اولویت نخست سیاست راهبردی چین قرار دارد. امنیت انرژی در رأس نیازهای این کشور است و خاورمیانه مهمترین تأمینکننده آن به شمار میرود. در کنار نفت، چین این منطقه را به عنوان شریکی راهبردی در حوزه تجارت، سرمایهگذاری و ثبات منطقهای نیز مینگرد. به همین دلیل، هرچند پکن در پی تنوعبخشی منابع انرژی است، اما همچنان خاورمیانه برای آینده اقتصادی و امنیت ملی چین نقشی حیاتی و غیرقابل جایگزین دارد.
