
ندای هرمزگان- دکتر صمیم ارزانی
در هر پالایشگاه و میدان نفتی کشور، آن شعلهی همیشگی که شبها چون فانوسی بر آسمان میدرخشد، برای بسیاری از ما نشانهای از «پیشرفت صنعتی» است؛ اما در واقع، آن شعله نشانهی سوختنِ ثروت ملی و تخریب خاموش محیطزیست است.
گازهایی که در مشعلهای پالایشگاهها میسوزند، در اغلب موارد «گاز ترش» هستند؛ گازهایی حاوی سولفید هیدروژن (H₂S) و دیاکسید کربن (CO₂)، ترکیباتی سمی، خورنده و خطرناک. در کشورهای پیشرفته، این گازها از طریق فرآیندهای دقیق شیمیایی تصفیه میشوند تا از دل همان مواد سمی، گوگرد خالص، سوخت پاک و مواد شیمیایی صنعتی باارزش بهدست آید. اما در ایران، سرنوشت بیشتر این گازها چیزی نیست جز سوختن در دل آتش فلرها.
در یک پالایشگاه استاندارد، گاز H₂S ابتدا جذب و سپس در واحد گوگردسازی به گوگرد زردرنگ بیخطر تبدیل میشود؛ محصولی با کاربردهای فراوان در کشاورزی، صنایع شیمیایی و دارویی. اما در بسیاری از پالایشگاههای ایران یا چنین واحدهایی وجود ندارد، یا سالهاست از کار افتادهاند.
نتیجه روشن است: روزانه میلیونها مترمکعب گاز ترش در فلرها میسوزد و در اثر آن، دیاکسید گوگرد (SO₂) وارد جو میشود؛ گازی که در تماس با رطوبت هوا به باران اسیدی تبدیل شده و بر زمین، آب و ریهی مردم بازمیگردد.کشوری که دومین ذخایر گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد، امروز بخش بزرگی از گاز همراه نفت خود را نه صادر میکند، نه مصرف — بلکه میسوزاند! بهعبارت دیگر، ما نهتنها هوای خود را آلوده میکنیم، بلکه سرمایه ملیمان را در آتش میریزیم.در جهان امروز، میزان فلرینگ (Flaring) یکی از شاخصهای منفی توسعه محسوب میشود. کشورهایی مانند نروژ، عربستان و حتی عراق، در سالهای اخیر با اجرای طرحهای جمعآوری گازهای همراه، این میزان را بهطور چشمگیری کاهش دادهاند. اما در ایران، طبق آمار رسمی، سالانه بیش از ۱۵ میلیارد مترمکعب گاز در مشعلها میسوزد؛ رقمی معادل سوخت چند نیروگاه بزرگ برق!
گاز ترش دشمن ما نیست؛ بلکه منبعی ارزشمند است که اگر با مدیریت علمی، سرمایهگذاری و نگاه بلندمدت به آن نگریسته شود، میتواند به ثروتی پایدار و حتی صادراتی تبدیل گردد. شعلههای بلند پالایشگاهها نباید نماد «پیشرفت» باشند، بلکه باید یادآور فرصتی باشند که هر روز در آتش هدر میرود.
