گلسا زارعی
چهارمین جشنواره فیلم کوتاه ۱۰۵ ثانیهای گمبرون شهر، فرصتی بود برای نمایش خلاقیت و نوآوری در سینمای کوتاه. اما این دوره با چالشهایی نیز همراه بود ک نیازمند بررسی و بازاندیشی ست.
این یادداشت بازتاب دیدگاه من، ب عنوان مخاطبی ست ک هرچند فیلمساز نیستم، اما با تجربه فعالیت در تئاتر و علاقهمندی عمیق ب هنر، نگاهی سازنده دارم. تأکید میکنم این نظر شخصی و کلی ست و شامل نقد تخصصی آثار نمیشود. هدفم از این نگاه، بازاندیشی و ارتقاء جشنواره ست، نه تخریب آن. با توجه ب اینکه در سالهای اخیر بسیاری از جشنوارهها کمیت در آن پررنگتر از کیفیت بوده، جشنواره گمبرون شهر بهانهای شد برای نوشتن این یادداشت و بیان دغدغهها…
جشنوارههای فیلم کوتاه همواره ب عنوان بستری برای نمایش خلاقیت و نوآوری در دنیای سینما شناخته میشوند؛ اما امسال گمبرون شهر با یک واقعیت نگرانکننده روبرو بود: اکثر آثار پیش تر در جشنواره ی فیلم کوتاه خلیج فارس نیز حضور داشتند. هر چند انتخاب آثار با وسواس بیشتری انجام شده بود تا تماشاگر ب تماشای ب شدت ضعیف ها مجبور نباشد، اما تکرار آثار در دو جشنواده ب فاصله ی زمانی اندک، ن تنها تنوع و نوآوری را خفه می کند، بلکه باعث هدر رفت منابع مالی و زمانی ست ک اگر در جای درست و زمان درست صرف می شد، می توانست ب ارتقاء کیفیت سینمای کوتاه و این جشنواره کمک کند.
سالهاست ذهنم درگیر این سوال است: جشنوارهها ب چ قیمتی باید با آثار بیکیفیت و تکراری برگزار شوند؟! و اگر تولیدات محدود است این همه رقابت بر سر برگزاری جشنواره های متعدد برای چیست؟!… آیا این نوعی خیانت ب سینمای کوتاه و فیلمسازان خلاق نیست و باعث تضعیف اعتبار جشنواره از نگاه اجتماع سینمایی و جامعه ی هنری و حتی مشارکت تماشاگران نمی شود؟!
معتقدم این رویکرد غیرحرفهای باید عقیم شود تا جشنوارهها ب جای تکرار و کمیت، ب کیفیت و حمایت از فیلمسازان خلاق بپردازند و همچنین انگیزه ای برای مشارکت فیلمسازان باتجربه ب وجود آورند؛ چرا ک بودجههایی ک صرف نمایش فیلمهای تکراری میشود، میتواند ب راحتی ب فیلمسازانی اختصاص یابد ک توانایی تولید آثار اصیل و نوآورانه را دارند.
سوال دیگری ک سالهاست ذهنم را درگیر کرده این است ک با وجود دو انجمن سینما گران و سینمای جوان و حداقل دو موسسه آموزشی سینمایی در بندرعباس، چرا پرداخت ایده ها هنوز ب سطح ایده آل نرسیده و اغلب آثار همچون نوزادی هستند ک زودتر از هنگام به دنیا آمده است؟! نوزادی ک هنوز کامل نشده و نیازمند دستگاهی ست تا رشد کند و زنده بماند. در دنیای سینما، آن دستگاه، آموزشهای تخصصی، تجربهاندوزی و حمایت هدفمند و نقد مستمر است ک فیلمسازان را قادر میسازد تا ایدههایشان را ب بهترین شکل ممکن ب تصویر بکشند. وقتی فیلمی روی پرده سینما رفت، دیگر هیچ دستگاهی نمیتواند نقصهای آن را اصلاح کند.
قطعا انجمن ها و موسسات با کارگاهها و دورههای آموزشی تلاش کرده اند این دستگاه را فراهم کنند اما یا کافی نبوده یا این دستگاه هنوز ب اندازه لازم قوی و کامل نیست و یا فیلمسازان با تجربه و حرفهای تمایل چندانی ب ساخت فیلم ندارند و یا…!!!
این پرسش ها، دعوتی ست ب بررسی عمیقتر و تخصصیتر چگونگی تقویت زیرساختهای آموزشی، تا ایدهها ن تنها متولد، بلکه ب شکلی کامل و پخته ب مخاطب عرضه شوند.
با تمام احترام به شور و اشتیاق بیکران و تلاش و عشق ب هنرِ فیلمسازان، از دل ۴۲ اثر در بخش مسابقه و ۸ اثر در تماشاخانه، تنها چند قطره ی ناب و درخشان بودند ک توانستند در دل مخاطب جای بگیرند و شایسته تحسین باشند. انگار انگشتان دو دست هم برای شمارششان کافی نبود!!!
از ایده تا اجرا، پروسه ای ست ک باید ب ثمر بنشیند ن این ک مانند میوههای کال، نارس و کمعمق، نتواند تأثیرات ماندگار و تغییرات بنیادین ایجاد و فرهنگ را متحول کند.
پیشنهادم برای ارتقاء کیفیت فیلم های جشنواره ۱۰۵ ثانیهای گمبرون برای سال های آتی این است ک شهرداری با همکاری انجمن ها و موسسات و یا ب صورت مستقل، در کنار نمایش آثار، نشستهای تخصصی با حضور اساتید برجسته سینما برگزار کند. همچنین از هماکنون برنامهای منسجم برای آموزش و ب روزرسانی دانش فیلمسازان تدوین و ورکشاپهای تخصصی متعدد برگزار کند. مهم و ضروری ست ک شرط شرکت در جشنواره سال آینده، حضور در این دورهها قرار گیرد تا کیفیت آثار ب طور ملموس ارتقا یابد.
و اما از نکات مثبت جشنواره، نظم و انسجام قابل توجه آن بود ک تلاش شده بود دیسیپلین حرفه ای و تشخص ویژهای در برگزاری آن ایجاد شود. بی انصافی ست اگر نگویم این جشنواره نسبت ب دورههای گذشته، و نسبت ب جشنواره های دیگر فیلم کوتاه، در کیفیت برگزاری و انتخاب آثار گامی موثر برداشت ک نوید بخش آینده ای روشن است.
انتخاب هیأت داوران از چهره های برجسته سینما و اساتید ملی، تضمینی بر کیفیت داوری بود.
همچنین توانایی دبیر جشنواره -اقای کوروش سلمانی- ک خود از چهرههای شناخته شده در عرصه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی تئاتر است، ب این رویداد هویتی منحصر ب فرد بخشید و باعث شد جشنواره در سطحی قابل احترام برگزار شود.
برگزاری جلسات نقد و بررسی با انتخاب درست منتقدین، مخصوصا در شب دوم فرصتی ارزشمند برای ارتقاء دانش فیلمسازان بود، ک متاسفانه حضور فیلمسازان و عوامل آنها در این جلسات پررنگ نبود. این موضوع یادآور جشنواره ی کوتاه خلیج فارس در همین امسال است ک در آن استقبال فیلمسازان از ورکشاپهای اساتید برجسته کشوری بسیار کم بود. موضوعی ک یاداور بحران عدم ضرورت آموزش و ب روز رسانی دانش است؛ اما تا نگرش ب آموزش تغییر نکند، پیشرفت واقعی در عرصه فیلمسازی دشوار خواهد بود.
در نهایت، امیدوارم جشنوارهها ب جای تکرار، ب حمایت از خلاقیت و نوآوری بپردازند و بودجههای خود را ب سمت فیلمسازانی هدایت کنند ک میتوانند آینده سینما را روشنتر کنند و باز امیدوارم در سال های آتی ترکیبی منسجم از تخصص، تجربه و تعهد، گمبرون شهر را ب یکی از نقاط روشن و الگویی موفق در تقویم سینمای کوتاه تبدیل کند.

