بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • تبلیغات
  • تماس با ما
  • درباره ما
شنبه, بهمن 11, 1404
روزنامه ندای هرمزگان
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ورزش
  • فرهنگی
  • پزشکی
  • روزنامه امروز ندای هرمزگان
  • آرشیو روزنامه ها
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ورزش
  • فرهنگی
  • پزشکی
  • روزنامه امروز ندای هرمزگان
  • آرشیو روزنامه ها
  • تماس با ما
  • درباره ما
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
روزنامه ندای هرمزگان
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
خانه فرهنگ و هنر تئاتر

نگاهی به سی و هفتمین جشنواره استانی تئاتر هرمزگان « بخش خیابانی » آبان‌ماه ۱۴۰۴ بندرعباس

توسط تیم نویسندگان ندای هرمزگان
1404-09-05
زمان مطالعه: 1 دقیقه

 گلسا زارعی- دانش آموخته بازیگری و کارگردانی تئاتر
آگستوبوال می‌گوید: «شهروند بودن، تنها زندگی کردن در یک جامعه نیست، بلکه متحول کردن آن است».
تئاتر خیابانی چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ تئاتر خیابانی به عنوان یک هنر زنده و پویا، همان‌طور که از نامش پیداست، از شکل رسمی تئاتر و اجرا در سالن‌های مخصوص فاصله می‌گیرد و به خیابان و مکان‌های غیرمتعارف می‌رود. این نوع تئاتر برای عموم مردم و بیشتر بر پایه مسائل روزمره و موضوعات و بحران‌هایی است که اجتماع عظیمی را در بر می‌گیرد تا مسائل را به چالش کشیده و در مدت زمان محدودی خود را به مخاطبان در حال گذر نشان دهد. بنابراین، موضوع باید به‌روز و جذاب باشد تا عقربه‌های ساعت عابران در دنیای پرشتاب کنونی بایستد و میل تماشا در آنها ایجاد شود. به این ترتیب، می‌توان تماشاگران خاموش را به طرفداران پر و پا قرص تئاتر تبدیل کرد و در پیوندی متفکرانه یک وضعیت نابسامان را بررسی و به وضعیتی مطلوب‌تر رساند.
در جوامع، چه مدرن و چه در حال گذار از سنت به مدرنیته ویا در حال توسعه وحتی پست‌مدرنیسم، پدیده‌ها، بحران‌ها و معضلات خاصی وجود دارد. ما که یک جامعه سنتی رو به توسعه هستیم ، مطمئناً معضلات فکری، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خاص خود را داریم و برای تخلیه روانی‌مان ساعاتی را به گفتگو می‌پردازیم. بنابراین، تئاتر خیابانی در چنین موقعیتی بهتر از هر هنری می‌تواند به مسائل، معضلات و مشکلات پاسخ دهد و فراتر از تیتر روزنامه‌ها و اخبار در رسانه‌های مختلف و اپلیکیشن‌های مجازی، بر آگاهی جمعی و عمومی بیفزاید تا بهتر بتواند در حل و فصل معضلات بکوشد. به همین دلیل لازم است گروه هنرمندانی که می‌خواهند به مسئله‌ای بپردازند، درباره چگونگی خروج از آن نیز مطالعاتی انجام دهند و با مشارکت گذاشتن آن مسئله در یک بستر نمایشی، همه را دعوت به تفکر و پیدا کردن راه خروج از یک مسئله کنند. یعنی نوعی آگاهی رد و بدل شود. هدف رفع کاستی‌ها و نواقص موجود است تا جامعه در مسیر بهتری قرار بگیرد.
سوالی که مطرح می‌شود این است: آیا آثار شرکت‌کننده در جشنواره توانستند به این هدف پاسخ دهند و آیا از ویژگی‌های تئاتر خیابانی و الگوهای موفق آن در جهان و ایران پیروی کرده بودند؟
با نهایت احترام به بازی‌های خوب هنرمندان با استعداد و باتجربه این بخش که از چهره‌های شناخته شده هنر هستند، باید بگویم از ۴ اثری که در بخش خیابانی جشنواره به رقابت نشستند، جز یک اثر که فاکتورهای تئاتر خیابانی را بیشتر از بقیه داشت، مابقی هنوز اندر خم یک کوچه بودند و آن یک اثر هم بیشتر در مشارکت و طرح موضوع موفق بود، که می‌توانست در مدت زمان کوتاهی چرایی‌اش را آسیب‌شناسی کرده و راه‌های برون‌رفت از آن را بررسی کند.
فرآیند بازگشایی یک مسئله، راه حل و آگاهی بخشی در تئاتر خیابانی مهم‌تر از طرح مسئله است که اگر به این بسنده شود، چه فرقی با اخباری که روزانه در فضاهای مجازی تیتروار شِیر می‌شود، دارد؟!
در مورد دیگر آثار باید گفت ترویج و تبلیغ و تحمیل ارزش‌ها درست است که در برهه‌هایی از تاریخ هدف تئاتر خیابانی قرار می‌گرفت، اما تئاتر خیابانی باید به سمت تئاتر مردمی برود: تئاتر به وسیله مردم و برای مردم؛ و برای اینکه مردمی باشد، باید همیشه به مسائل از منظر مردم نگاه کند، یعنی از منظر تغییر شکل مدام. بیایید ببینیم در تلویزیون – تمامی شبکه‌های جهانی – چه اتفاق خطرناکی می‌افتد؟ مثلاً به هنگام پخش اخبار، انتخاب ایماژها محدود و جهت‌دار است و بیشتر بازتاب خواست‌های صاحبان آن کانال تلویزیونی ست. آنچه برای او نشان دادنش مهم‌تر است به ما نشان می‌دهد و آنچه را دوست ندارد، برای مخاطب سانسور می کند. برای مثال، مناظره مشهور بین لولا و کولور در سال ۱۹۸۹ تمام آنچه پخش سراسری شد یک دروغ بزرگ بود که از سرهم کردن تکه‌هایی از حقایق درست شده بود. انگار مسابقه مشت‌زنی را طوری پخش کنی که ضربات مستقیم یک حریف و کبودی صورت طرف مقابل را نشان دهی. ایماژهایی که نشان داده می‌شوند واقعی‌اند اما مونتاژ این تصاویر فریبکارانه است. یعنی کارگردان تلویزیونی با تصاویری از واقعیت، واقعیتی جدید خلق می‌کند که جهت خاصی دارد. تلویزیون حتی به ما در وجه امری می‌گوید چه چیزی را بخوریم، بنوشیم، چه شامپویی به سر بزنیم، چه ظروفی استفاده کنیم و هر چیزی که مریض‌مان می‌کند زیاد بخریم! بیننده تلویزیون تبدیل می‌شود به یک دریافت‌کننده صرف فرمان‌ها، رفتارها، اصطلاحات، اندیشه‌ها و آداب. در واقع می‌شود ضد هنر؛ کاری که تئاتر خیابانی باید از آن فاصله بگیرد، اما متأسفانه در بیشتر موارد جا پای آن می‌گذارد و حتی ضعیف‌تر و خطرناک‌تر هم عمل می‌کند.
حال نیم نگاهی به روزنامه‌ها کنیم: اهمیت یک خبر در روزنامه و مفهومی که ما به آن می‌دهیم، بستگی به ارتباطش با بقیه مطالب روزنامه دارد. در اکثر موارد عناوین روزنامه‌ها به گل‌های تیم ملی مزین می‌شوند، نه به طور مثال با مرگ و میر کودکان در اثر سوء تغذیه. اینکه تیتر یک خبر در چیدمان و صفحه‌بندی به چه اندازه و در کجای صفحه باشد خیلی مهم است. در «همشهری کین»، اورسن ولز با استدلالی عالی بیان می‌دارد: «هیچ خبری ارزش سرعنوان شدن را ندارد، اما هر خبری که در سرعنوان هر روزنامه‌ای چاپ شود، تبدیل به یک مطلب خبری مهم می‌شود.» به همین دلیل خیلی مهم است چه موضوعی را در تئاتر خیابانی به چالش می‌ کشیم؟!
روزانه بارها اخباری در رسانه‌ها و اپلیکیشن‌های مختلف و فضاهای مجازی درباره خودسوزی‌ها، انواع خشونت ها، زن‌کشی‌ها، قتل پسران تراجنسیتی، خودفروشی‌های کودکان کمتر از ده دوازده ساله، تبعیض جنسیتی، افزایش خیانت‌ها و آمار طلاق، کودکان خیابانی و کار، تورم فزاینده، بیکاری کارگران و جنایات ضد بشری و هزاران خبر و موضوع دیگر می‌شنویم که از بس زیاد است انگار نمی‌شنویم و یا به بی‌تفاوتی رسیده‌ایم. ما کور و کریم! افشای اخبار سیاه با ما چه می‌کند جز همان وِزوِز هر روزه که از یک گوش خبر وحشتناک می‌رسد و به همان سرعت از گوش دیگر ترس بیرون می‌آید و وجدان خاموش می‌شود؟!
این جاست که باید پرسید مسئولیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هنرمند تئاتر خیابانی چیست و چرا بی‌تفاوت از کنار مسائل و بحران‌های روز جامعه‌ی پیرامون خود و زشتی‌هایی که لکه بر دامن اجتماع انداخته، عبور می‌کند؟! گویی ما همچون مردمان دوران گلادیاتورها به تماشای خشونت و مبارزات بر سر بقا نشسته‌ایم و به دیده تفریح به آن می‌نگریم!
آگستوبوال جمله‌ی قابل تاملی دارد: «برای هنرمندانی که زندگی را وقف هنر می‌کنند، احترام قائلم، اما شخصاً طرفدار هنرمندانی هستم که هنر را وقف زندگی می‌کنند».
تئاتر وقتی کاربردی می‌شود که ارتباط یکسویه‌ی خود را بشکند و مردم را در خلق خود مشارکت دهد. مردم نیز وقتی مشارکت می‌کنند که تئاتر مشکل‌گشای آنها باشد. برای اینکه توان مسئله‌یابی، مسئله‌پردازی و مسئله‌گشایی در مردم ایجاد شود، باید ظرفیت‌های ارتباطی آموزشی توسط هنرمندان تئاتر خیابانی ایجاد شود. تربیت شهروندانی کنشگر، متأمل، متعامل و اهل گفتگو که به تغییر مثبت اجتماعی منجر می‌شود، بزرگ‌ترین نقش تئاتر کاربردی است.
با یک جستجوی ساده می‌توان دید داریو فو که دارنده جایزه نوبل ادبیات است چه تلاش‌هایی در این خصوص کرده و چه اجراهای مؤثری در کارخانه‌ها، بیمارستان‌ها و محلات داشته است. پیشنهاد می‌کنم نظرگاه‌ها و تکنیک‌ها و شیوه‌های خاص آگوستوبوال را دنبال کنید که هدف عمده مبادله یک تفکر عمومی و اجتماعی است که در توده مردم لحاظ می‌شود تا نسبت به پدیده‌ها و اتفاقات کنش‌مند باشند و بی‌تفاوتی از تماشاگران گرفته شود.
حال چرا در تئاتر خیابانی استان هرمزگان به انواع تئاتر خیابانی و گونه‌های تئاتر کاربردی و شورایی توجهی نمی‌شود؟ مشکل از کجاست؟
آیا کج‌سلیقگی یا عدم دانش و آگاهی؟! چقدر در این زمینه مطالعه داشته‌ایم یا آموزش درست دیده‌ایم؟ یا برای این مهم مقاومت می‌کنیم؟!
پیشنهادم برای ارتقاء کیفیت تئاتر خیابانی استان این است که انجمن هنرهای نمایشی با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، برنامه‌ای منسجم برای آموزش و به‌روزرسانی دانش هنرمندان این بخش تدوین و ورکشاپ‌های تخصصی متعدد برگزار کند تا کیفیت آثار به طور ملموس ارتقا یابد. صادق بودن با خود، نیاز به آموزش و به‌روزرسانی دانش را در ما زنده می‌کند. آن وقت است که به جای عدم استقبال از ورکشاپ‌های آموزشی و سندرم همه چیز دانی، جای سوزن انداختن در کلاس‌های آموزشی پیدا نمی‌شود. قطعاً نقد علمی مستمر و پذیرش آن و به کارگیری و مطالعه تکنیک‌ها و گونه‌های مختلف این هنر و بررسی الگوهای موفق جهانی، می‌تواند در خلق آثار خیابانی معجزه کند. همچنین به کارگیری از دانش کارشناسان تئاتر کاربردی استان – افرادی که اشراف کامل به این نوع هنر دارند – و نقش آنها در احیای گونه‌های مختلف تئاتر کاربردی را نباید نادیده گرفت که این مهم نیاز به حمایت مستقیم و همه‌جانبه مسئولین دارد.
و در آخر اینکه آثار تئاتر خیابانی را با هدف شرکت در جشنواره برای رقابت و پیروزی تولید نکنیم که این بزرگ‌ترین لطمه و ضربه به این هنر مردمی است؛ و چه بسا خیانت به اصل هنر تئاتر. اگر از هدف آن دور نشویم، قطعاً در جشنواره‌ها نیز نتایج مثبتی ایجاد خواهد شد و با تنوع در انواع گونه‌های تئاتر کاربردی و به چالش کشیدن مشکلات روزمره اجتماعی روبرو می‌شویم که هدف اصلی این هنر مردمی است و نقش مهمی در فرهنگ‌سازی و کاهش آسیب‌های اجتماعی دارد.

Advertisement Banner
نوشته قبلی

ایران و سایه سنگین بحران‌های زیست ‌محیطی

نوشته‌ی بعدی

«تقدیر از مولفان کودک و نوجوان»

تیم نویسندگان ندای هرمزگان

تیم نویسندگان ندای هرمزگان

نوشته‌ی بعدی
«تقدیر از مولفان کودک و نوجوان»

«تقدیر از مولفان کودک و نوجوان»

تازه ترین اخبار روز

  • توسعه :حل مسائل جمعی با راه حل های بومی
  • نخل زینتی گزینه مناسب بجای کنوکارپوس
  • استاندار هرمزگان: توسعه دریاپایه نیازمند فرماندهی واحد در حکمرانی است
  • عبور از بحران با گوش شنوا
  • (بدون عنوان)

صفحات مهم

درباره ما

تماس با ما

آرشیو روزنامه ها

  • سیاسی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ورزش
  • فرهنگی
  • پزشکی
  • روزنامه امروز ندای هرمزگان
  • آرشیو روزنامه ها
  • تماس با ما
  • درباره ما