حسین خوشنویس – دبیر تحریریه
خبر، آوار می شود بر سرم: سرهنگ رفت…!
باقی جملاتِ گوینده برایم نامفهوم می شود و چهره همیشه بشاش و امیدوار و مهربان سرهنگ برابر دیدگانم جان می گیرد؛ چهره مردی مصمم که گرچه «مشق نظام» دیده بود و بالطبع می بایست خشک و رسمی و بی احساس باشد، اما مهربان بود به معنی واقعی کلمه.
مردی پرشور و همواره بشاش که از یاری رساندن به دیگران کوچک ترین ابایی نداشت و مهربانی و دلسوزی می کرد، بی هیچ انتظار و منتی !
سرهنگ محمد قره گزلو « مرد تحمل» بود؛ معروف است که «مرد مصاف» همه جا هست اما مرد تحمل پیدا نیست و گذشت روزگار ثابت کرد که او، مرد متحمل بود !
حضور در صحنه ها و عرصه های مختلف زندگی و به کمال رساندن آن ها از سرهنگ مردی
کارآزموده ساخته بود؛ مردی که در مصاف با زندگانی، هزار توفان از سرگذرانده بود!
و عجبا که سختی ها و ناملایمات زمانه نتوانسته بود از خوش بینی ها و امیدواری ها و ایمانش به روزهای روشن آینده کم کند.
سلامت نفس و صداقت و مسوولیت شناسی و پشتکارش زبانزد بود و هزار افسوس، که مردی چنین، ما را به خود وا گذاشت و راهی سفری ابدی شد.
نام «محمد قره گزلو» بی هیچ تردیدی ، زنده و جاوید خواهد ماند، چرا که انسانی با اخلاق و با مرام بود و زمانه، هرگز، انسان هایی این چنین را از یاد نمی برد.
از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته…
