گروه: سیاسی
شماره روزنامه:2952
تاریخ :1396/12/16 ساعت 09:10:13
تعداد بازدید: 271
سفرهای شافعی(ره) (3)
email pdf word plus minus reset color
بنابراین در 28 شوال 198 ه.ق همراه حاکم جديد مصر عباس بن موسي به مصر وارد شد. نووی و بیهقی این سفر را سال 199 آورده اند سال 200 و 201 نیز گفته شده است در این سفر علاوه بر استاندار جدید استان مرکزی و همراهان دیگر، دو تن از شاگردان او همراه شافعی بودند.او در این شهر نیز به مانند بغداد که بر مزار ابوحنیفه حاضر شد، بر مزار لیث بن سعد حاضر گردید و پس از چند روزحلقه تدریس و تعلیم خود را در مسجدجامع فسطاط (جامع عمرو بن عاص) با برنامه ای فشرده دایر نمود.

عکس اصلی خبر

علی ماهیگیر

در مصر، اصول و فقه نونهال او رشد یافت و تنومند گردید او الرّساله را بازنویسی کرد و کتاب معروف «الامّ» را تصنیف نمود و حلقه های درسی گوناگونی در حوزه های مختلف دانش اسلامی تشکیل داد و شاگردان فراوانی تربیت کرد و در سراسر مملکت اسلامی به عنوان امام شناخته شد وحتی زمانی در اسکندریه به صف رزمندگان نیز پیوست.  او در مصر با تقلید ناآگاهانه که نمونه بارز آن استفاده از کلاه های مخروطی امام مالک ره (قلنسوه) برای طلب باران بود، مبارزه نمود هم چنین به مانند انتقاد از مذهب ابوحنیفه در بغداد، از مذهب امام مالک در مصر نیز انتقاد کرد او همچنین نظرات سابق خود را که به مذهب قدیم معروف گشت نقد نمود و بازنویسی الرساله نمونه ای از آن بود و به این ترتیب اقوال قدیم و جدید شافعی بوجود آمد او تالیفاتی دیگری نیز در مصر داشت.

وفات امام شافعی(ره)

شافعي هنگامي که از بغداد به سوی مصربيرون مي آمد احساس کرده بود که در مصر وفات نموده و همانجا مدفون ميگردد. وقتی عدة کثيري از جمله احمد بن حنبل به مشايعت او آمده بودند، شافعي دست او راگرفت و گفت: لقد اصحبت نفسي تتوق الي مصر /  و من دونها أرض المهامة و القفر /  و والله لا ادري العزّ و الغني /  اساق اليها أم اساق إلي القبر  ابن کثیر نیز ابیات فوق را به سندی که به ربیع بن سلیمان مرادی از شاگردان شافعی ختم می شود  ذکر می کند. 

و چنین هم شد بعد از چند سال از ورود شافعی به مصر، او در آخر زندگی اش به بیماری باسور(بواسیر) مبتلا شد  تا اینکه به رفیق اعلی پیوست . ابن حجر به سند حاکم بن محمد بن عبدالله بن عبدالحکم می آورد: کان الشافعی قد مرض من هذا الباسور مرضاً شدیداً حتی ساءُ خُلُقُه، فسمعته یقول:انی لآتی الخطاء و انا اعرفه یعنی ترک الحمیة  بیهقی نیز به سندی که به ربیع مرادی ختم می شود از مرض امام شافعی ره می گوید: ... و کان شدید العلة فکان ربما یخرج الدم منه و هو راکب تملأ سراویله و مرکبه و خفه .اما برخی وفات او را به سبب ضرب و شتم عده ای از طرفداران مذهب مالک که پس از پایان حلقه درس به او حمله و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند ذکر کرده اند.یاقوت حموی در معجم الاباء می گوید: یکی از اصحاب مالک بن انس به نام فتیان با شلفعی به گفتگو و مجادله نشست، ولی در مذاکره فتیان مغلوب شافعی شد و شافعی را دشنام داد. والی مصر سری بن حکم بلخی چون از این ماجرا آگاه شد، دستور داد تا فتیان را زده و نیز مورد اهانت قرار ذهند. عده ای از افراد نادان هم به طرفداری از فتیان وارد جلسه درس شافعی شدندو پس از اینکه مردم آنجا راترک کردند، به شافعی هجوم برده و او را به شدت زدند. شافعی به منزل منتقل شد و از شدت جراحات همچنان بستری بود تا بدرود حیات گفت

ابن کثیر از ابن خزیمة روایت می کند که گفت از إسماعیل بن یحیی مُزَنیّ شنیدم که می گفت: دخلت علی محمد بن إدریس الشافعی رضی الله عنه فی مرضه الذی مات فیه، فقلت : یا ابا عبدالله کیف اصبحت؟ قال : فرفع رأسه و قال: أصبحت من الدنیا راحلا و لإخوان مفارقا و لسوء فعالی ملاقیا و علی الله واردا و بکأس المنیة شاربا و لا والله ما أدری:أَروحی تصیر إِلی الجنة فأهنّیها، أِو إِلی النار فأُعَزّها، ثم بکی، وأنشد یقول: ولما قسا قلبی و ضاقت مذاهبی /  جعلت الرجا من نحو عفوک سُلَّما / تعاظمنی ذنبی فلَما قرنته /  بعفوک رَبی کان عفوک أعظما مزنی که یکی از شاگردان شافعی است به عیادت وی رفته و سوال می کند. چگونه شب را به صبح رساندیده اید؟ امام شافعی گفتند: در حالی شب را به صبح رسانده ام که ترک کننده دنیا و ترک کننده دوستان و چشنده از جام مرگ و رونده دیدار خداوند -جل ذکره- می باشم و سوگند به خداوند نمی دانم آیا روحم به سوی بهشت پرواز می کند تا به او تبریک بگویم  یا به سوی جهنم تا او را عزا گویم. سپس گریه کردند و این شعر را سرودند: هنگامی که قلبم از گناهان سنگین و راه چاره برمن تنگ شد، امیدواری از بخششت را پله ای قرار دادم. گناهانم درنظرم بسیار جلوه می کند اما وقتی که آنان را با بخشش تو ای پروردگار مقایسه کردم ، عفو تو بزرگ تر بود. تمامی مورخان سال وفات امام شافعی را سال 204 هجری قمری در مصر ذکر کرده اند. مسعودی می گوید امام شافعی در ایام خلافت مأمون در ماه رجب، شب جمعه سال 204 هجری وفات یافت وی در هنگام مرگ 54 سال داشت. سری بن حکم بلخی امیر مصر بر او نماز خواند، سپس در جوار قبرشهیدان در مقبره ی بنی عبدالحكم در قرافه در فسطاط مصر به خاك سپرده شد.   بیهقی و رازی نیز  سال وفات او را سال 204 هجری قمری آورده اند. 

ابن کثیر از قول ربیع وفات شافعی را چنین بیان کرده است: توفی الشافعیُّ لیلة الجمعة بعد العشاء الآخرة بعد ما صلی المغرب، آخر یوم فی رجب، و دفنّاه یوم الجمعة، و انصرفنا فرأینا هلال شعبان سنة أربع و مائتین. شافعی در شب جمعه بعد از عشاء بعد از اینکه نماز مغرب را خواند در آخرین روز ماه رجب وفات نمود و روز جمعه دفن گردید و هنگامیکه از دفن او باز گشتیم، هلال ماه شعبان سال 204 هجری را دیدیم.

ادامه دارد


up email pdf word plus minus reset color
گروه: سیاسی
شماره روزنامه: 2952
تاریخ :1396/12/16 ساعت 09:10:13
تعداد بازدید: 271
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی