گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه:3076
تاریخ :1397/08/12 ساعت 09:15:09
تعداد بازدید: 19
به بهانه ي فدريکو فليني: کسي که به صداقت، دروغ مي گويد
email pdf word plus minus reset color
فدريکو فليني از آن دسته فيلمسازاني است که در سه دوره ي جريان ساز سينماي ايتاليا حضور داشته است. حضوري نه صرفا تاريخي؛ که البته ويژه.

عکس اصلی خبر

نداي هرمزگان- محمدرضا رکن الديني

سينماي نئوراليسم را با «جاده» اش همراهي مي کند. سينماي نئونئوراليسم را با «هشت و نيم». دوران پسا نئونئورئاليسم هم با «شهر زنان» ، «با کشتي به راهش ادامه ميدهد»!

در اين ميان کشف مهمتري براي سينما دارد: «جوليتا ماسينا». بازيگري که جهت و نگاه تازه اي به «زن» در سينما مي بخشد.؛ که شايد زن اثيري فيلم هشت و نيم همان ماسينا باشد.

براي شناخت فليني اما، بهتر است به سراغ خود اش برويم. او حرف هايي گفته که بيشتر از منتقدان، مورد اعتماد اند.

با هم بخش اول از گفته هاي خودِ کارگردان را مي خوانيم:

بخش اول

در بخشي از کتاب «فليني درباره فليني» که در سال 1976 چاپ شده است، او کولاژي از مباحث گوناگون، که در مصاحب هايي متفاوت بين سالهاي 1959 تا 72 به آنها پرداخته را تنظيم کرده که بسيار خواندني است. آن چه ميخوانيد انتخابي دوباره از آن کولاژ است که سعي شده حتي الامکان با تنوع موضوعهاي ذکر شده، جامع بودن مجموعه اوليه را حفظ کند.

 1- يک روز ناگهان متوجه شدم که کارگردان هستم. فکر کنم ماجرا دقيقاً يادم باشد. اولين روز فيلم برداري شيخ سفيد بود. اين يک داستان واقعي ست، ولي هر دفعه که تعريفش مي کنم، همه طوري نگاهم مي کنند، انگار که دارم از خودم در مي آورم. دقيقاً ماجرا عين اين است که مي گويم: يک روز صبح بود که ديدم سوار قايق از «فيوچي مينو» دارند مرا مي برند به طرف يک کشتي در دريا، با هنرپيشه ها و گروه فيلم برداري در حال انتظار روي آن.  اول صبح با جوليتا (ماسينا) خداحافظي کرده بودم، با همان تشويش و اضطرابي که انسان با آن به جلسه امتحان مي رود. حتي قبلش به کليسا رفته و سعي کرده بودم که دعا کنم ... آن جا وسط دريا سرنوشتم را مي ديدم که منتظرم ايستاده است. در آن روز بايد فصل پيچيده اي را با آلبرتو سوردي و برونلا بوو فيلمبرداري مي کردم. همين طور که به کشتي نزديک مي شدم مي توانستم چهره اعضاي گروه، نورافکن ها و وسايل صحنه را ببينم. از خودم پرسيدم: «حال چه کار بايد بکنم؟» هيچ چيز از فيلم نامه يادم نمي آمد. ذهنم خالي از هر چيزي بود، تنها اشتياق عجيبي براي فرار داشتم. ولي هنوز مدتي از آن لحظه اي که پايم را روي کشتي گذاشتم نگذشته بود که، شروع کردم به اين و آن دستور دادن و درخواست اين چيز و آن چيز را کردن.

در اين سفر چند دقيقه اي از ساحل تا کشتي، تبديل به يک کارگردان دقيق و با اراده شده بودم، همراه با تمام اشکالات و شايستگي هايي که در کارگردان هاي واقعي ديده و تحسين کرده بودم.

2 -قصد ندارم چيزي را ثابت کنم، مي خواهم آن را نشان دهم. فکر نمي کنم بتوانم بدون فيلم ساختن زندگي کنم. اگر احساس تاسف چيز خوبي باشد، من متاسفم که چرا فيلم هاي بيش تري نساختم. دوست داشتم که همه جور فيلمي مي ساختم. مستند، آگهي تبليغاتي، فيلم براي بچه ها و ملودرام هايي که در پارک هاي عمومي به مردم نشان دهند و ...

من مي توانم از چيزها فاصله بگيرم و به آن نگاه کنم حتي از دوربين. هرگز چشمم را پشت دوربين نمي گذارم. من بايد در ميان چيزها باشم. بايد همه چيز را راجع به همه بدانم و به هر چيزي در اطرافم عشق بورزم. دوست ندارم تنها يک جهان گرد باشم و نمي دانم چطور مي شود بود. من يک ولگرد خانه بدوش هستم. کنجکاو در ميان همه چيز، با ريسک اين که توسط پليس بيرون انداخته شوم، به همه جا سر مي کشم.

3- براي يک هنرمند، حتي زندگي بر مبناي حواس چيزي در سطح است. من فکر نمي کنم که داراي احساساتي عميق باشم، مگر براي فيلم ساختن. من طبيعت خيلي آسان گير و بي قيدي دارم ولي براي يک نتيجه هنري گرفتن، مي توانم خيلي سخت و بي رحم باشم.

4- هرگز قضاوت اخلاقي نمي کنم. شايستگي اش را ندارم. من يک مامور سانسور، کشيش يا سياست مدار نيستم. تجزيه تحليل را دوست ندارم. يک سخن ران، فيلسوف يا نظريه پرداز نيستم. من صرفاً يک داستان گو هستم و کارم سينماست. من براي خودم يک کل خلق کرده ام، يک کودکي، شخصيت، آرزوها، خاطرات و روياهايي، همه در خدمت اين که مرا قادر سازند تا آن ها را تعريف کنم. من عاشق حرکت در اطرافم هستم. اين دليل اصلي فيلم سازي من است. براي من سينما بهانه اي است که چيزها را حرکت دهم.



up email pdf word plus minus reset color
گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه: 3076
تاریخ :1397/08/12 ساعت 09:15:09
تعداد بازدید: 19
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی