گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه:3002
تاریخ :1397/04/09 ساعت 10:43:25
تعداد بازدید: 36
واژه ها در قاب تصویر نگاهی به اقتباس در سینما (3)
email pdf word plus minus reset color
سینما برای جایگزینی این زاویه دید، دوربین را به جای شخصیت ((pov قرار داد. این نگاه باعث شد که پرداختن به روایت های رئالیستی راحت و آسان شود.

عکس اصلی خبر

عبدالله خداکریمی- ویژه ی ندای هرمزگان

عنصر « زمان» در ادبیات خود را پیدا کرد و نویسندگان با شکستن « زمان» مشکل جدید و نویی را خلق کردند و سینما هم با خلاقیت تکنیکی، « زمان» را به صورت خاص بکار گرفت.

برای اینکه مشکل « زمان» حل شده و فاصله با رمان مدرن کم شود باید از عنصر دراماتیک کمک گرفت تا « زمان» شکسته شود.

تدوین آیزنشتاینی این وظیفه را برعهده گرفت به طوری که حتی ادبیات هم تحت تاثیر این تکنیک قرار گرفت، تاثیر چنان بود که برخی معتقدند جریان سیال ذهن از سینما به ادبیات رفته است.

وقتی سینما متکی به داستان باشد و می خواهیم از زندگی واقعی اقتباس کنیم، می بینیم که این زندگی واقعی برای تبدیل شدن به اثر سینمایی مقاومت می کند و فیلمنامه نویس در این راه دچار مشکل خواهد شد، چون اگر از آغاز زندگی یک فرد تا پایان آن بدون هیچ موردی در زندگی آن فرد درشت نمایی نشده است اما اگر فیلمنامه نویس دست به انتخاب بزند بخش هایی از زندگی آن فرد در فیلمنامه می آورد که مربوط به شخصیت او و عملکردش است. مثلا در مورد زندگی مارتین لوتر کینگ می توان بخشی که مربوط به جنبش حقوق بشر است به عنوان موضوع اصلی برگزید.

در فیلم هایی که داستان گو هستند ما با دو عنصر « جهت» و  « بعد» مواجه ایم که فیلم را به سوی نقطه اوج می برد و مخاطب را وا می دارد که قدم به قدم حدس بزند.  « جهت» باعث می شود که صحنه ها، ماجرا را پیش ببرند و آنها را به سوی پایان داستان و نقطه اوج هدایت کند. فیلمی که  « بعد» داشته باشد، داستان آن باعث بر ملا شدن شخصیت می شود و درونمایه را گسترش می دهد، به همین دلیل نباید ماجرا آنقدر در فیلم زیاد شود که درونمایه را از بین ببرد، حتی فیلم های پر تحرک هم نیاز به کمی بعد دارند.

اما داستان خوب، داستانی است که « جهت » و « بعد » را در تعادل داشته باشد.

وقتی اثری برای اقتباس انتخاب شد، فیلمنامه نویس باید شروع، میان و پایان آن و همچنین حوادثی که خط داستانی دراماتیک خلق می کند را پیدا کند. در منبع اصلی بعضی از خطوط داستانی قدرت بیشتری از بعضی دیگر دارند.

چهار عنصر برای اقتباس کننده مهم است که باید رعایت کند.

تشخیص ، ارزیابی، افزودن و خلق خطوط داستانی. ادبیات فرایند معنا بخشی به جهان است. ادبیات هنر نوشتار است و ترکیب کلمات نشانه ی ادبیات، نشانه ی مکتوب است، این نشانه با نشانه تصویری سینما اختلاف دارد. نشانه ی مکتوب با ایهام همراه است. یعنی کلمه ای که نوشته می شود به تعداد خواننده ی آن تکثر دارد. اما نشانه تصویری به این صورت نیست.

وقتی کارگردان به عنوان « مولف» شناخته شد و دوربین فقط ثبت کننده تصاویر نشد ، « نوشتن با دوربین» خلق گردید.

چون برهم گدازی، سرعت تند، سرعت کند، روشن شدن تصویر و ... استفاده کرد.

روایت و شخصیت پردازی عناصر اصلی سینما و رمان هستند. سینما با تدوین آیزنشتاینی زبان خود را یافت و کریستین متز، تئوریسین سینما، به دنبال زبانی برای سینما بود که با ساختارهای ادبی مانند روایت، طرح، شخصیت پردازی، زمان و مکان برابری می کند. وی از مشکل داشتن سینما با زاویه دید اول شخص در ادبیات می گوید.



up email pdf word plus minus reset color
گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه: 3002
تاریخ :1397/04/09 ساعت 10:43:25
تعداد بازدید: 36
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی