گروه: اجتماعی
شماره روزنامه:3157
تاریخ :1397/12/21 ساعت 08:48:01
تعداد بازدید: 1274
دلنوشته اي براي محمد نفيسي
email pdf word plus minus reset color
محمد در ميان ما نيست! پر گشود و رفت با کلي خاطره خوب «پرفسورعلوي» براي اينکه مردم ستايش ات کنن، لازم نيست سن زيادي داشته باشي، همين که انسان باشي ، به فکر مردم باشي و همواره حداقل يکي از مشکلات آن ها پس ذهنت باشد که فکر کني مي تواني حلش کني ، کافيست تا همه دوستت بدارن و آنگاه که نباشي براي نبودنت دلتنگي کنند و نا آرامي! و برايت اشک بريزند، اما«محمد» با همه ي کم سني، روح بزرگي داشت، اين را الان مي دانيم که همه از او ياد مي کنند و در همه جا رد پاي مهربانيش از دلسوزي به مردم، تلاش براي رفع مشکل آنها،سخن مي گويند از تحملش در برابر آنچه که مي ديد و ميدانست نمي تواند حلش کند، البته شايد به اين و آن رومي زد تا کمکش کنند، ولي معطل نمي ماند و کار را خودش مي کرد.اين همه باقيات و صالحاتي است که در سني اندک براي خود بدست آورده بود. زندانياني که دستشان از دنياي آزاد قطع است، نقطعه عطفي بود که ديد لازم است تا غربالگري شوند و مشکل آنها به موقع تشخيص داده شوند تا مسير معالجاتشان به فرجام برسد.

عکس اصلی خبر

اما«محمد» با همه ي کم سني، روح بزرگي داشت، اين را الان مي دانيم که همه از او ياد مي کنند و در همه جا رد پاي مهربانيش از دلسوزي به مردم، تلاش براي رفع مشکل آنها،سخن مي گويند از تحملش در برابر آنچه که مي ديد و ميدانست نمي تواند حلش کند، البته شايد به اين و آن رومي زد تا کمکش کنند، ولي معطل نمي ماند و کار را خودش مي کرد.اين همه باقيات و صالحاتي است که در سني اندک براي خود بدست آورده بود. زندانياني که دستشان از دنياي آزاد قطع است، نقطعه عطفي بود که ديد لازم است تا غربالگري شوند و مشکل آنها به موقع تشخيص داده شوند تا مسير معالجاتشان به فرجام برسد.
 اين نگاه يک جوان 23 ساله که در کسوت پزشکي، آخرين واحد هاي عملي خود را در اورژانس طي مي کرد . نگاه بزرگي بود که جسم کوچک آن تحمل حمل آن را نداشت، با همه اين ها «محمد» تا قبل از پايان راهش تلاش خود را کرد. با زبان بي زباني گفت، ديگر جسمش او را براي ياري رساندن به همنوعان نيازمند، در بند و کارگران ندارد. بيصدا و خاموش همانطور که فعال بود و کسي حتي خانواده خبر نداشتبي ادعا رخت بربست و نگاه هاي استمدادگر را به حسرت ديدار تلاشگري ديگر گذاشت . نوشته هاي پرفسور علويان بهترين کلام ختم اين دلنوشته است . يادش گرامي .

«محمد در ميان ما نيست! محمد پر گشود و رفت با کلي خاطره خوب. خاطره عشق به مردم . چقدر پيگر بود. چقدر دلسوز بايد الان از ميان ما برود.

واقعاً جايش خالي است. چقدر با هم گفتيم و خنديديم. همين دو هفته نشده که ديدمش و باهاش نشستيم و بحث کرديم و کلي برنامه داشتيم براي زندانيان مبتلا به هپاتيت سي . 
دلسوزانه به کارگران شهرداري توجه داشت . چه روح بزرگي داشت.

همه اين کارها رو گذاشت رفت. يادش به خير و راهش مستدام باد. کوچ اين عزيز فعال در هپاتيت را تسليت عرض مي کنم.»

گفتني است، محمد نفيسي دانشجوي پزشکي و يکي از فعالان عرصه اجتماعي و فرهنگي هرمزگان بود که هفته گذشته فوت کرد.



up email pdf word plus minus reset color
گروه: اجتماعی
شماره روزنامه: 3157
تاریخ :1397/12/21 ساعت 08:48:01
تعداد بازدید: 1274
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی