گروه: اجتماعی
شماره روزنامه:2959
تاریخ :1397/01/26 ساعت 07:41:14
تعداد بازدید: 30
بندرعباس ۱۵۰۰
email pdf word plus minus reset color
سکوت وهم انگیزی همه بیابان را فرا گرفته ، جز سُوسُوی چراغی در دور دست ها آثاری از حیات دیده نمی شود.

عکس اصلی خبر

کاظم گلخنی

در سیاهی شب و در آن دشت ترسناک گروهی به نجوای مردی گوش می دهند .

کاپیتان اژدر به افرادش چشم دوخت و گفت؛  طبق اسنادی که تیم ربوتیک میراث فرهنگی از فسیل یک مموری کارت بدست آورده حدود  ۱۰۰ سال قبل این بیابان خلیج فارس نام داشته اینکه چطور  دریاها خشک شدند دلیلش دقیقا معلوم نیست اما برخی معتقدند آب شیرین کن ها باعث این فاجعه شده اند .

همان موقع مردی که لباسی شبیه مرد آهنی پوشیده بود با نگرانی رو به کاپیتان اژدر کرد و گفت؛ قربان، ساعت صفر شروع شد .

 دقایقی بعد و با دستور  فرمانده اژدر شبیخون کماندوها  با حمله به پایگاه رُبات های غارتگر آغاز شد .

ساعتی بعد پایگاه مخفی غارتگران آب منهدم شد .

از مخفیگاه آنها غنایم ارزشمندی نظیر  یک آفتابه قرمز رنگ  و دو دبه آب کشف و ضبط شد .

تیم کماندویی با  غنایم کشف شده به طرف بندرعباس حرکت کرد .

.ساکنان شهر هم با اطلاع از  پیروزی نیروهای ایرانی هوراکشان به سمت پارک غدیر دویدند .

گویا این سنت بسیار قدیمی بوده و مردمان در ازمنه قدیم به هر مناسبتی برای شادی به این مکان که حالا بیابان برهوتی شده می رفتند .

سرانجام به هر مکافاتی بود باطری های دو ربات قراضه شارج شده و نور اندکی در بیابان مهیا شد .

همه ساکنان شهر شامل ۱۱ انسان و ۱۴ ربات اطراف فسیل یک وسیله قدیمی که پراید نام داشت گرد آمده و آماده استقبال از کاپیتان اژدر و افرادش شدند .

سرانجام سفینه نظامی حاشیه پراید تاریخی فرود آمد.کماندوها با احتیاط فراوان در حالیکه بشدت مواظب اطراف بودند آفتابه قرمز و دبه های آب را تحویل شهردار دادند .

مراسم استقبال از این پیروزی بزرگ با اشعار طنز رُبات چاقی که خالو راشد نام داشت آغاز شد .

در ادامه اهالی شهر با کوک کردن یک آدم آهنی که جوکی نام داشت شاهد رقص بندری خفنی شدند .

در ادامه نیز  دستیار شهردار  که او هم بنظر ربات بود ضمن تمجید از کماندوها برای پس گرفتن هشت لیتر آب سهمیه هفتگی شهر با اهدای دو گونی سکه و تعدادی لوح تقدیر از اژدر و افرادش قدردانی کرد .

سپس دستیار شهردار با احترام آفتابه قرمز که در گذشته نماد فراوانی آب بوده روی سقف پراید گذاشت .

بعد از خاتمه مراسم به همت شهردار و پیشنهاد کاپیتان به همه یازده شهروند یک قاشق مرباخوری آب اهدا شد .

بار دیگر صدای آژیر قرمز سفینه بلند شد، دشمن از دهکده ای بنام تهران یک قمقه آب دزدیده بود ، تیم کماندویی نیز با دور ریختن سکه ها بی درنگ به جنگ غارتگران آب شتافت.


up email pdf word plus minus reset color
گروه: اجتماعی
شماره روزنامه: 2959
تاریخ :1397/01/26 ساعت 07:41:14
تعداد بازدید: 30
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی