گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه:3448
تاریخ :1399/05/08 ساعت 10:13:26
تعداد بازدید: 109
خاطرات سفر کردگان تاتر هرمزگان؛ روزی که استاد حبیب زاده پر کشید
email pdf word plus minus reset color
مهدی عطایی دریایی «کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر»/خاطراتی از استاد احمد حبیب زاده

عکس اصلی خبر

ایام بزرگداشت هفته تاتر استان در سال 71 بود. من و جناب حبیب زاده  با همکاری همه عزیزان از جمله قویدل، فاضلی، پورسالاری و عزیزان سفر کرده کوروش و سیاوش گرمساری، حدود یک هفته هر روز و روزانه بیش از سه ساعت برنامه و مراسم داشتیم و هر روز زنده یاد ناصر عبدالهی هم در مراسم شرکت می کرد و آواز می خواند و خبر آن بطور روزانه از صدا و سیما پخش می شد در واقع این هفته تاتر در شناساندن ناصر به جامعه هنری نقش بسزایی داشت .

از ویژگی‌های این برنامه خلاقیت در نوع اجرا بود که بخصوص سرکار خانم پور سالاری برای اولین بار در یک مراسم رسمی و مهم توانمندی خود را در زمینه اجرا و مجری گری به اثبات رساند .

بخش دیگر از مراسم اختصاص داشت به اجرای قطعه کوتاهی از نمایش های قدیمی که هم بخشی از پنالو توسط قویدل و خانم پور اسماعیلی اجرا شد و هم بخشی از چشمهای خیره به راه توسط سرکار خانم سی سی زاده .

هرشب هم یکی از اساتید بزرگ تاتر استان بعنوان مهمان شرکت می کردند که پس از سالها دوری اساتیدی چون عبدالهادی معتمدی و مهدی جرجانی را از شهرستان های شیراز و تهران به برنامه دعوت کردیم. و استعدادهایی مانند حسین خراش و روانشاد جهانگیر بابایی در زمینه نمایش طنز، خوش درخشیدند .

 در این یک هفته هنرمندان تاتر استان به اثبات رساندند که اگر با هم متحد و یکدل باشند توانایی برگزاری چنین مراسم سنگینی را خواهند داشت. و این امکان پذیر نبود مگر با همدلی همه عزیزان بخصوص جناب استاد حبیب زاده .

بر ماست که قدر دان خدمات ارزنده این چهره شاخص تاتر هرمزگان باشیم .

یادش گرامی و نامش  جاوید باد .

***

سال 73 بود من یک سال قبل درنمایش چهارمین نامه اثر استاد جمشید خانیان بازیگر اول جشنواره شده بودم برای رفع هر نوع شائبه ای معتقد بودم همه باید دست در دست هم نهیم  و با همدلی و اتحاد تاتر استان و بندرعباس را رونق بخشیم .

برای همین به احمدآقا گفتم بیا کاری انجام دهیم تا اگر حرف و حدیثی وجود دارد برطرف شود گفت چکار کنیم گفتم یک متن از استاد رضایی را کارگردانی کن من هم بازی می‌کنم مدت کوتاهی گذشت گفت میخواهم دوباره چشمهای خیره به راه کارکنم حاضری بازی کنی گفتم هر نقشی باشد با نام گروه نمایش شما بازی می‌کنم .

 تمرینات را شروع کردیم و نقش موسا به من داد. چند جلسه ای هم تمرین کردیم اما نمی‌دانم چرا تمرین ها متوقف شد و کار به سرانجام نرسید .

با اینحال بارها بعد از آن هم این پیشنهادم را تکرار می کردم اما متاسفانه علیرغم تمایلی که وجود داشت شرایط برای اجرای یک کار مشترک فراهم نگردید .

***

آخرین خاطره :

اول صبح یکی از روزهای فروردین سال 89  بود و میرفتم مدرسه سر کلاس درس که آقای مجید سرنی زاده زنگ زد و گفت دیشب برای استاد حبیب زاده اتفاقی افتاده و ایشان داره ضایعه مغزی شده اند و الان بیمارستان هستند .

مسیرم را تغییر دادم و رفتم بیمارستان .

فکر کنم هنوز داخل بخش بود چون به راحتی وارد شدم و رفتم بالا خواهرش حاجیه خانم بالای سرش نشسته بود و احمدآقا بیهوش بود. خودم را به حاج خانم معرفی کردم کمی تا قسمتی مرا بخاطر آورد .

بعد رفتم بالای سر استاد و چند بار آرام بنام کوچک صدایش کردم، پاسخی نشنیدم باور داشتم که در همان وضعیت صدایم را می شنود باز صدایش کردم و اینبار نام خودم راهم بردم متاسفانه واکنشی ندیدم پیشانی اش را بوسیدم و از پرستاری که آنجا بود حالش را پرسیدم و او گفت برایش دعایش کنید .

بچه ها همه نگران و ناراحت بودند و همگی دست به دعا بودند تا بار دیگر این هنرمند عزیز به جمع دوستانش

 باز گردد .

دو سه بار دیگر باتفاق استاد قویدل و جمعی از هنرمندان به بیمارستان رفتیم تا از حال دوستمان از نزدیک باخبر شویم .

متاسفانه تقدیر به گونه ای دیگر رقم خورد و دوست و همکار و هنرمند خوب  ما بسوی ابدیت پر کشید.  امروز یاد استاد حبیب زاده در میان علاقمندان به او و نام او در تاتر هرمزگان زنده است. او با روی صحنه آوردن نمایش های گوناگون و تربیت شاگردان صاحب نام برای همیشه با احترام در حافظه ی هنر تاتر باقی

خواهد ماند .

 شاید با یاد آوری این خاطرات بیاموزیم و بیاموزانیم که قدردان تمام خوبانی باشیم که عمر عزیزشان را صرف خدمت به هنر تاتر این سامان کردند و همه آنها حقی بزرگ بر گردن ما دارند .

 ما همواره مراسم بزرگداشت آنها را در قلب خود برگزار می کنیم و به روح آنها درود می فرستیم .

یاد وخاطره همه عزیزان بخصوص یاد و نام استاد احمد حبیب زاده در تاریخ فرهنگ و هنر هرمزگان  زنده و جاوید باد.


up email pdf word plus minus reset color
گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه: 3448
تاریخ :1399/05/08 ساعت 10:13:26
تعداد بازدید: 109
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی