گروه: اجتماعی
شماره روزنامه:2957
تاریخ :1397/01/20 ساعت 07:58:28
تعداد بازدید: 29
تفکیک سیاست از دیانت
email pdf word plus minus reset color
افتتاح سال با جشن شادی دامادی پسرم و خانواده ی عروس در کنار سفره ی هفت سین تجربه ای متفاوت بود. برای همه آرزوی بهروزی و سالی سرشار از سرخوشی را از حق تعالی خواستار شدم. و با هدیه ی کتاب، سال جدید را به مهمانان تبریک گفتم.

عکس اصلی خبر

خاطرات نوروز97

عباس فضلی

صبح نخست سال را با شنا کردن در دریای آلوده ی بندرعباس آغاز کردیم.

جمعیتی انبوه با شن و ماسه ی ساحل خو گرفته بودند و من از این که نوروزیان، شادمان و سرزنده به بازی و سرگرمی مشغول بودند؛ احساس شعف می کردم.  

 پنج روز اول با مهمانان سپری شد و مطالعه ی کتاب «جستار فلسفی در ماهیت اینترنت» از گوردن گرام با ترجمه ی امین ناصری همنشین تنهایی من بود.

 بنا دارم در مقاله ای دیدگاه نویسنده را تحلیل کنم. روز چهارم، ساحل سورو را به تماشا نشستیم.

 از این که یک مشتا قریب سه تن ماهی کوچک برای صاحبانش به ارمغان آورده بود؛ احساس شادی می کردم. 

 ششم فروردین راهی زادگاهم بندر دیر شدیم تا با دیدار آشنایان نسبی و سببی حس نوستالژیکم ارضا شود. در روز هشتم به اتفاق دوست دیرینه ام آقای فولادی برای زیارت معلم دوران ابتدایی خود جناب استاد حسن زمانی عازم خورموج شدیم.

 فرصت بس مغتنمی بود سخن از وضع خانوادگی آغاز شد و به تشریح دیدگاه ها پیرامون مسائل اسلام و انقلاب تداوم یافت از این که پس از سالها این ملاقات صورت می گرفت؛ خرسند بودیم. البته آن بزرگوار را پیش از این در مقاله ی « اولین کتابی که خواندم» ستوده بودم. 

 روز نهم فروردین با چند تن از فامیل به جزیره ی نخیلو در 20 کیلومتری دیر رفتیم به محض رسیدن به ماهی گیری با قلاب پرداختیم. در نشست شبانه، گفت و گو با پرسش آخرین کتابی که خوانده اید شروع شد.

 جز یک نفر همه از کتاب سخن گفتند. از این که هنوز شعله ی مطالعه در میان مردم افروخته است؛ امیدوار شدم و هنگام بازگشت کتابهایی  به آنها هدیه دادم. شب جزیره یادآور بی تعلقی عارفان است که از دنیا صدف وار به قطره ای بسنده می کنند تا دُر وجودشان شکل بگیرد.

 نیم شب صدای پرندگان اوج گرفت و لاک پشت ها از فرصت سکوت بهره گرفته جهت تخم ریزی به ساحل در رفت و آمد بودند. قایقی که ما را رساند به کرایه صد هزارتومانی اکتفا کرد ولی قایق دیگر بابت رفت و برگشت مسافرانش چهارصد هزار تومان گرفته بود. از عدالت که بگذریم به قول راولز انصاف هم چیز خوبی است. 

  روز یازدهم به بوشهر سفر کردیم و هنگام ورود به قبرستان انگلیسی ها رفتیم. این قبرستان یادآور تجاوز انگلیسی هایی بود که در سال 1856 که به دست باقرخان تنگستانی و رئیسعلی دلواری کشته شدند.

 با این که این اثر در سال 1379 به عنوان اثر ملی ثبت شده ولی متاسفانه امروز تبدیل به زباله دان شده است. پس از عبور از قبرستان به ساحل بهمنی رفتیم.

 فاضلاب به دریا می ریخت و در مقابل دریا با امواج خروشان خود، تنفرش را اعلام می کرد. اما مسافران بی خبر از این کشمکش، حاصل آن را که باد بود؛ درو می کردند.

گشت و گذار در بافت قدیمی بوشهر مرا به یاد دو اتفاق تلخ و شیرین انداخت یکی ایام تحصیل و تصویری که از نوجوانی دارم و دیگری بدقولی مسئول مرکز بوشهرشناسی برای بزرگداشت سید مصطفی حسینی در دهه ی هشتاد. روز بعد خبر برخورد ناسفته ی یک روحانی جوان با جشنواره موسیقی بوشکان بوشهردر فضای مجازی همه را شوکه کرد. من با تماشای ویدئویی آن لحظه ای در این اندیشه فرو رفتم که چرا حوزه نتوانسته تکلیف خود را با موسیقی حل کند. خصوصا که این برخوردها به نام دین تمام می شود و پیآمدی جز باور بیشتر به تفکیک سیاست از دیانت به دنبال ندارد.


up email pdf word plus minus reset color
گروه: اجتماعی
شماره روزنامه: 2957
تاریخ :1397/01/20 ساعت 07:58:28
تعداد بازدید: 29
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی