گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه:3072
تاریخ :1397/08/05 ساعت 09:15:44
تعداد بازدید: 28
نُه مستندساز درباره نُه فرهيخته
email pdf word plus minus reset color
«در اين وضعيت نا به سامان غير فرهنگي، شنيدن خبر ساخت و نمايش 9 فيلم مستند از 9 چهره ي شاخص ايراني در زمينه هاي تخصصي مختلف، خوشنود کننده است. اصلا هم مسئله ي اينکه چه کساني پشت دوربين «چهره هاي ايراني» بوده اند، نيست؛ مهم اقدام صورت پذيرفته در حيطه ي مستند است. گرچه حضور فيلمسازان شاخصي چون همايون امامي و پيروز کلانتري دلگرم کننده است».

عکس اصلی خبر

نداي هرمزگان: 

گروه هنر و تجربه همچون گذشته به اکران هاي خوب خود ادامه داده و اين بار ميزبان 9 فيلم ساز براي 9 مستند است.

آيين ديدار مجموعه فيلمهاي مستند «چهرههاي ايراني» چهارشنبه شب دوم آبان ماه در محل موزه سينما برگزار شد. مراسمي که با ساير مراسم افتتاحيه در گروه هنورتجربه تفاوتهايي داشت. اين بار نمايش فيلم در کار نبود و ميزبان مراسم 9 فيلمساز مختلف بودند. نُه فيلم از نُه فيلمساز در کنار هم تشکيل يک مجموعه را دادهاند. نُه فيلمي که همه آنها يک نقطه اشتراک دارند: مستندهاي پرترهاي هستند درباره يکي از چهرههاي برجسته فرهنگ و هنر ايران. همين ويژگي مشترک آنها را در اکران در کنار هم قرار داده است. «گلدونه، مش رحيم، صغرا و ديگران» فيلمي است درباره اسماعيل خلج کارگردان تئاتر و از فعالان کارگاه نمايش پيش از انقلاب. «همايون» درباره همايون صنعتيزاده است که خيلي جاها ميتوان رد نگاه و عمل او را پيدا کرد از جمله در انتشارات فرانکلين و مجموعه کتابهاي جيبي پيش از انقلاب. «زنبورک در گام مينور» فيلمي است پيرامون حميد نفيسي پژوهشگر عرصه سينما و محقق سينماي مهاجرت. «سلطان بيتاج و تخت بخارا» همانطور که از نامش پيداست به شبهاي بخارا و باني آن علي دهباشي ميپردازد و «در جستجوي صبح» درباره عبدالرحيم جعفري و موسسه انتشاراتي او اميرکبير است. «او مثل هيچکس نيست» به علي اکبر صنعتي مجسمهساز پرداخته و «يميني شريف نغمهسراي کودکان» عباس يميني شريف را در نظر داشته و «يکي بود يکي نبود» درباره توران ميرهادي از پيشگامان آموزش کودک در ايران و سرانجام «مکتب سقاخانه به روايت پرويز تناولي» ساخته جوانترين عضو گروه درباره پرويز تناولي هنرمند و مجسمهساز شهير ايران است. فيلمسازان در اين مراسم اين بار مفصل آيين ديدار، در سه گروه سه نفره پشت تريبون قرار گرفتند و درباره کار و دغدغه خود توضيحاتي دادند که در زير بخشهايي، هرچند کوتاه، از آن را ميخوانيد.

مريم سپهري کارگردان مستند «زنبورک در گام مينور»:

«فيلم من يک فيلم نيمهبلند تقريبا 62 دقيقهاست درباره زندگي دکتر حميد نفيسي که بخشي از فيلم در اصفهان و بخشي در شيکاگو محل سکونت ايشان فيلمبرداري شده است. ايشان همانطور که خيلي از دوستان ميدانند مولف کتاب فيلم مستند هستند که کتاب باليني چند نسل از علاقهمندان سينماي مستند بود و دورهاي همه مستندسازان کتاب دکتر نفيسي را که به شکل افست بعد از انقلاب چاپ شده بود ميخواندند. ايشان بيش از پنجاه سال است در ايران نبودهاند اما همچنان در ارتباط نزديکي با فرهنگ و زبان ايراني هستند و کتاب تاريج اجتماعي سينماي ايران را در طول 37 سال نوشتهاند که جلد اول آن به فارسي چاپ شده و ساير جلدها در حال ترجمه هستند. اين فيلم بيشتر يک فيلم پرتره است تا يک فيلم زندگينامهاي»

همايون امامي کارگردان مستند «گلدونه، مش رحيم، صغرا و ديگران»:

«واقعا براي من جالب است که فيلمام در اين مجموعه اکران شده و قبلا به آن فکر نکرده بودم. در فرهنگي زندگي ميکنيم که کمتر به فرهنگ نوشتاري و ثبت چيزهاي لازم توجه داريم و خيلي از بزرگان و متون خوب گذشتهمان از حوزه تئاتر تا حوزه نقاشي را به درستي نميشناسيم. اين فيلم تلاش ميکند يک مقطع فراموششده تئاتر اين ممکلت را که با نام کارگاه نمايش عجين شده، مطرح کند و تاثيرات کارگاه نمايش را در تئاتر امروز به شکل آشکار و پنهان ميبينيم اما ريشههاي اين تاثيرات را نميدانيم از کجاست. براي خودشناسي هم که شده شناختن اين گذشته لازم است. »

پيروز کلانتري کارگردان مستند «همايون»:

«دو موضوع را در ارتباط با فيلم لازم ميدانم مطرح کنم. يکي رابطه درست و فعال و خيلي دغدغهمند و درگير سرمايهگذار و مجري طرح با من به عنوان کارگردان فيلم است،در واقع  دغدغه ساخت فيلمي درباره صنعتيزاده از سوي سرمايهگذار فيلم محمود باقري آمد. همايون صنعتيزاده آدم مهمي بود هم در قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب و آن طور که عمدتا همه توافق دارند در انتشارات فرانکلين که کار عمدهاش توليد فکر بود نه صرفا توليد کتاب. صنعتيزاده کار خودش به عنوان ناشر را تا مرحله چاپ پيش ميبرد، يعني انتخاب کتاب و انتخاب مترجم و ويراستاري که اين آخري اصلا ابتکار فرانکلين بود و بعد چاپ کتاب را به ناشران ديگر ميسپرد. با همين روش بود که فرانکلين توانست در مدتي بيست ساله حدود هزار و پانصد کتاب چاپ کند. موضوع من اما کارهايش نبود بلکه مسالهام همايون صنعتيزاده بودن بود و اين يک شکل خاصي از پرتره است. »  

سيد هادي موسوي کارگردان مستند «او مثل هيچکس نيست» :

«انگيزه و دليلي که مرا قانع کرد براي شروع اين فيلم، آشنايي با شاگردان ابوالحسن خان صديقي پدر مجسمهسازي ايران بود که همه از مفاخر ايران هستند اما استاد علي اکبر صنعتي با منش و مناعت طبع و روحيه پر از قدرشناسي من را به خود جذب کرد. استاد صنعتي از کودکي پدرش را از دست ميدهد و در يتيمخانه پرورش پيدا ميکند و راهش به تهران و مدرسه کمالالملک باز ميشود. سعي کردم همه مقاطع تاريخي اثرگذار بر زندگي و آثار استاد صنعتي را در نظر بگيرم و لايههاي پنهاني از زيست اين آدم و نکات جامعهشناسانه را لحاظ کنم. »

غلامرضا کتال کارگردان مستند «يکي بود يکي نبود»:

«يکي از چيزهايي که باعث شد به سمت ساخت اين فيلم از زندگي خانم ميرهادي بروم، فعاليتهاي جمعي ايشان بود. تصوري داريم که خيلي از کارها در توان ما نيست و نميتوانيم آن را انجام بدهيم. کار جمعي براي روحيه ايراني سخت است اما هميشه تاثير مثبتي دارد. چه در مدرسه فرهاد که گاهي برنامهريزي مدرسه با خود بچهها بود و چه در شوراي کتاب کودک و فرهنگنامه با مشارکت جمعي و بدون بودجه دولتي پيش رفته است و به سرانجام رسيده است.»

مسعود جعفري کارگردان مستند «سلطان بي تاج و تخت بخارا»:

«وقتي با آقاي دهباشي آشنا شدم هميشه ميشنيدم که چطور آقاي دهباشي اين همه کار را انجام ميدهد. خود من هم اين سوال را داشتم. فيلمام را محدود به مجله بخارا و شبهاي بخارا کردهام و اين فقط بخش کوچکي از فعاليتهاي ايشان است. دهباشي طوري کارهاي مفصلش را انجام ميدهد که انگار خيلي ساده است و يک نشريه دانشجويي را اداره ميکند. نشريه او برد زيادي دارد و در تمام کشور ديده ميشود و همه اين کارها را تکنفره انجام ميدهد. ميخواستم فرم کار کردن او را نشان دهم. تصور ميکردم سه چهارماه طول بکشد اما سه ،چهار سال طول کشيد! »

 هومن ظريف کارگردان مستند «يميني شريف نغمهسراي کودکان»:

«توليد اين فيلم را مديون پسر آقاي يميني شريف هستم. وقتي ميگويم من يار مهربانم مصرع بعدي در ذهن همه شماها تبلور پيدا ميکند و من براي شناساندن اين چهره کار خاصي نکردم. اين دومين فيلم من است و بعد از اي ايران اي مرز پرگهر آقاي گل گلاب سراغ اين فيلم آمدم و ريسک بزرگي بود. از جمع اين نُه چهره تاثيرگذار با چهارنفر همنفس بودهام و آرزو داشتم، ميتوانستم درباره آنها فيلم بسازم. فيلمهاي من وصيتنامههاي من هستند. بسيار بسيار افسردهام به دلايلي که همه ميدانيد اما به قول کنفوسيوس در تاريکي شمعي روشن کردهام»

مهرداد شيخان کارگردان مستند «در جستجوي صبح»:

«سينماي مستند به اعتقاد من شريفترين قسم هنر است. به شدت کمبودش را در تمام عرصهها احساس ميکنم. سينمايي که راستگوست و شکافنده است. انتشارات اميرکبير علاوه بر آن که يک بنگاه چاپ و نشر کتاب بود، يک جريان فرهنگي و اجتماعي هم به شمار ميرفت و تاثيرات آن را چه در نشر و چه در روشنفکران زمانه ميتوان ديد. اميدوارم براي ديدن فيلم تشريف بياوريد و به نزديکانتان هم ديدن فيلم را سفارش کنيد»

اميرحسين بهبهاني کارگردان مستند «مکتب سقاخانه به روايت پرويز تناولي»:

«جرقه ساخت فيلم اواخر دهه هفتاد زده شد وقتي يک پرتره درباره مرحوم کريم امامي ميساختم و ايشان در آن فيلم درباره مکتب سقاخانه صحبت کردند و من علاقهمند شدم فيلمي در اينباره بسازم و سالها اين انگيزه در من ماند تا سال 91 که مجموعهاي شروع کردم به نام سه دهه هنر نوگراي ايران که البته چهارقسمت بيشتر نشد که اين فيلم يکي از آنهاست و دو فيلم يکي درباره پرويز تناولي و يکي درباره صادق تبريزي به مکتب سقاخانه مربوط ميشوند».



up email pdf word plus minus reset color
گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه: 3072
تاریخ :1397/08/05 ساعت 09:15:44
تعداد بازدید: 28
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی