گروه: اجتماعی
شماره روزنامه:2974
تاریخ :1397/02/19 ساعت 08:53:36
تعداد بازدید: 21
فرار به کنگو
email pdf word plus minus reset color
بعد از فیلتر تلگرام و روشن شدن چراغ فیلترشکن ها ، به ناچار دزدهای کابل، در اقدامی متهورانه باعث قطعی برق محله غلغله شدند، بی برقی باعث شد تا اهالی برای دقایقی تلگرام را ترک کرده و در فضای واقعی دیداری تازه کنند.

عکس اصلی خبر

کاظم گلخنی

احمد مرغی که از دیدن دختر عمه ملوک متعجب شده بود رو به همسایه ها کرد و گفت؛ وای خدا این فریده س، ماشالله چه بزرگ شده !!

دایی مراد هم  آهی کشید و گفت؛ این اعتیاد مجازی خیلی خانمانسوز شده، اون موقع ها بچه ها که معتاد می شدن از خونه بیرونشون می کردن، دیگه اقلا خرج موادشون گردن والدین نبود،اما حالا پول شارژشون هم  گردن ما افتاده، تازه از توی خونه هم تکون نمی خورن!!

شهین زن احمد مرغی ؛ مگه فقط بچه ها گرفتارن ، این احمدآقا  از سرکار که میاد همین جور مثه بز تا نصف شب تو گروهها میچره !

 احمد مرغی هم با عصبانیت فریاد زد؛ خانوم!! شما یه نگاه به خودت بنداز، بس که چت کردی، شبیه ایموجی شیطون شدی!!

خلاصه فضا میرفت متشنج بشه که زیرشلواری، رو به اهالی کرد و گفت ؛ مژده مژده ، قراره بزودی مش معصوم کلاس NA مجازی برگزار کنه.علاقه مندان با در دست داشتن مقداری زیادی  وجه نقد می توانن از فردا در این کلاس ها شرکت کنن. در پایان هم با سوزندان مودم خونه هاتون، جشن رهایی برگزار می کنیم.

دایی مراد با عصبانیت گفت ؛ بابا شماها انگار سیرمونی ندارین، همین دو روز قبل سر انتقال کانال محله به سروش ،اون همه کلاه برداری کردین ، بذاریداقلا ده روزی بگذره، بعد این ملت رو تیغ بزنید !!

زیرشلواری که از حضور دایی مراد بدجور گُر گرفته بود، یقه اش رو گرفت و فریاد زد ؛ تو انگار کار و زندگی نداری که هی توی طنز کلپک می پلکی !!؟

زیرشلواری سپس رو به نویسنده کرد و گفت؛ برای چی شخصیت دایی مراد رو میاری وسط ، با هزار بدبختی بغام رو دک کردیم، حالا نوبت این ماموت شده!

اوضاع بد جور بهم ریخته بود. اکثر اهالی مشغول پچ  پچ بودن، این وسط مش معصوم چند متری از اهالی فاصله گرفت، سپس رو به طنز نویس کرد و گفت؛  گلخنی، های عامو ننویس، خوب گوش بده،

شنیدم چند  روزه داری دنبال پول نزولی می گردی!!

 اگه همین الان این پیرمرد زبون دراز را از این بخش طنز حذفش کنی، وبه اون بغام هم  نقش تاثیرگذار ندی ، همین امشب ۵ میلیون برات کارت به کارت می کنم !

بدبخت زرنگ باش تو چی از بقیه کم داری که اینقد خل بازی در میاری!

خلاصه یه جوری داستان رو جمع کن که من بتونم چندر غاز کاسب بشم.

روز بعد مش معصوم در حضور صدها نفر از اهالی  محله و دهها عکاس و خبرنگار ،  کلاس. NA   مجازی را کلید زد.

طبق این طرح همه اهالی ملزم بودن تبلت ، لب تاپ و تلفن و خلاصه هر آنچه باعث اعتیاد مجازی شده بود، برای همیشه تحویل مش معصوم و دار و دسته اش بدهند.

یک هفته بعد در نبود بغام و خیانت طنز نویس ،مش معصوم یواشکی همه تلفن های هوشمند، لب تاپ و تبلت ها را به یک مالخر مکزیکی فروخت، و  در کلاس NA مجازی به همه معتادان یک دستگاه گوشی چراغ قوه ای دست دوم فروخت، بعد هم با پول ها به جمهوری دومکراتیک کنگو فرار کرد!!

مش معصوم با حیرت؛ کنگو کجاست ؟!!!

زیر شلواری زیرلبی،خدا خفه ات کنه ، بیشعور نفهم! گفتم بلیط کانادا بگیر !!!



up email pdf word plus minus reset color
گروه: اجتماعی
شماره روزنامه: 2974
تاریخ :1397/02/19 ساعت 08:53:36
تعداد بازدید: 21
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی