گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه:2989
تاریخ :1397/03/12 ساعت 11:01:16
تعداد بازدید: 34
نگاهی به اقتباس در سینما (2)
email pdf word plus minus reset color
اقتباس کننده بسیار شبیه میکل آنژ است که وقتی پرسیدند چگونه می تواند چنین فرشته ی زیبایی را از سنگ تراشد، پاسخ داد:

عکس اصلی خبر

« فرشته در دل سنگ اسیر است. من فقط چیزهایی را می تراشم که فرشته نیست»

اقتباس کننده نیز فقط چیزهایی را« می تراشد» که درام نیست.

اقتباس کننده در جستجوی برقراری تعادل بین خلق شکل جدید و حفظ منبع اصلی است.

گزینش لازمه ی اقتباس است. به عبارتی ، آن مقدار از دستمایه که دوست دارید، اجازه ورود به فیلمنامه دارد. بعضی وقایع باید مورد توجه مجدد قرار گیرند.

 شاید شخصیت هایی که در رمانبار زیادی بر دوش دارند، کمتر مورد تاکید قرار بگیرند. طرح مهمی که در خدمت حرکت دراماتیک داستان نباشند، بهتر است حذف شود. تغییر دستمایه منبع جرأت خاصی می طلبد. اما اگر نویسنده مایل به تغییر نباشد، انتقال از ادبیات به درام رخ نخواهد داد.

فقط یک نوع اقتباس غیر ممکن وجود دارد: اقتباسی که در آن تهیه کننده و نویسنده اجازه خلاقیت نداشته باشند. برای انتقال به رسانه ای دیگر، تغییر ضروری است.

وقتی قصد مقایسه ی زبان فیلم با زبان ادبیات داشته باشیم بهتر است از تفاوت های چشمگیر آن ها بگذریم.

برای مشخص کردن اختلاف بین فیلم و ادبیات باید خصوصیات هر یک را بررسی کرد.

فیلم تجربه ای جمعی و چند حسی است که بر حضور ذهن تماشاگر تکیه دارد، حال آن که ادبیات تجربه ای خصوصی و تک حسی است و بیش تر منتج به پاسخ و عکس العمل می شود.

بازنمایی واقعیت

سینما و ادبیات شکل هایی از بازنمایی واقعیت هستند. چگونگی بازنمایی واقعیت دغدغه ی اصلی ادبیات داستانی و سینماست.

باید در نظر گرفت که فیلم ماهیت بصری و دیداری دارد و با تئاتر ، عکاسی و نقاشی پیوندی نزدیک داشته و ادبیات ماهیتی نوشتاری دارد و سوال این جاست که چگونه می توان بین ادبیات و سینما ارتباطی براقرار کرد؟. فیلم و رمان دو ژانری هستند که می توان با هم مقایسه کرد، اما شباهت های این دو ژانر

مطلق نیست و تفاوت هایی با هم دارند، هاین نوع تفاوت از نوع وساطت برای انتقال پیام و ابزار بیان این دو رسانه نشأت می گیرد.

واسطه در رمان، واژه و ساختار نحوی است و در فیلم تصویر و ایماژ. انا تصویر سازی عنصر مهم و رمان می باشد.

رمان از نظر ذهنی تصویر سازی می کند و فیلم برای تصویر سازی از پرده سینما استفاده می برد.

منتقدان ادبی اعتقاد دارند که در تجربه ی خواندن، عنصری به نام « سبک » دیده می شود که در تماشای فیلم وجود ندارد.

می گویند که « سبک همان شخص است. »

یا سبک ، روح اثر است و در تبدیل شدن آن به فیلم ، آن روح کشته می شود.

تبدیل متن به تصویر نوعی« ترجمه» محسوب می شود. چون ترجمه، تبدیل یک نظام نشانه ای به یک نظام نشانه ای دیگر است.

 آنچه که اقتباس نامیده می شود. «شکلی از ترجمه است »

کارگردان که می توان او را مترجم نامید برای این که بتواند تاثیر اثر نوشته ای که می خواهد در دنیای سینما از آن اقتباس کند برای بیننده قابل لمس باشد باید با تحلیل نشانه شناختی اثر و کشف نشانه ها، سبک خاص نویسنده را پیدا کند تا بتواند معادل تصویر آن در دنیای سینما بکار برد.

گاهی در خواندن رمان، خواننده دچار هیجانی می شود که می تواند منفی ومخرب و حتی برای او خوشایند باشد. در سینما معادل های صوتی این تاثیر را ایجاد کرده و همراه با تصویر چنین نقشی را بازی می کنند. دو عنصری که نقش مهم دارند می توان از نورپردازی و تدوین نام برد. تدوینگر برای اینکه در فیلم معنا ایجاد کند، باید با تکنیک کنار هم گذاشتن تصاویر و تدوین خلاقه موفق شود. می گویند مترجم و کارگردان موفق کسی است که ویژگی های سبک نویسنده را حفظ کند و ادامه دهد.

عبدالله خداکریمی


up email pdf word plus minus reset color
گروه: فرهنگ و ادب
شماره روزنامه: 2989
تاریخ :1397/03/12 ساعت 11:01:16
تعداد بازدید: 34
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی